گزارشهای اخیر مرکز آمار ایران در اردیبهشت ۱۴۰۵، پرده از تفاوت معنادار نرخ تورم در استانهای مختلف برداشته است. در حالی که نرخ تورم سالانه کل کشور ۵۷.۷ درصد اعلام شده، نگاهی دقیقتر نشان میدهد که این نرخ در بازهای میان ۴۸.۸ درصد (تهران) تا ۶۹ درصد (کردستان) در نوسان است. این شکاف ۲۰.۲ واحد درصدی، این پرسش مهم را ایجاد کرده است که آیا این تفاوت ناشی از سوء مدیریت در استانهای با تورم بالاست؟ جدیدترین گزارش تحلیلی مرکز آمار ایران نشان میدهد که ریشه این پدیده نه در تفاوت قیمتها، بلکه در دو عامل ساختاری و محاسباتی نهفته است.
تفاوت در وزن «سبد مصرفی»؛ متهم ردیف اول
بنیادیترین دلیل تفاوت تورم استانی، ترکیب متفاوت سبد هزینه خانوارهاست. بر اساس دادهها، تورم سالانه گروه «خوراکیها و دخانیات» با ۸۲.۷ درصد، بسیار فراتر از گروه «کالاهای غیرخوراکی و خدمات» با ۴۵.۱ درصد بوده است. در این میان، استانهایی که سهم خوراکیها در سبد هزینه آنها بیشتر است، به طور خودکار تورم کل بالاتری را تجربه میکنند.
برای مثال، استان تهران با کمترین ضریب اهمیت خوراکی (۲۱.۹۱ درصد)، کمترین نرخ تورم (۴۸.۸ درصد) را ثبت کرده است. در مقابل، استانهای ایلام و کردستان با ضریب اهمیت خوراکی نزدیک به ۴۰ درصد، تورمهای بالای ۶۸ درصد را تجربه کردهاند. این رابطه معکوس نشان میدهد که تفاوت تورم عمدتاً ناشی از چیدمان سبد هزینه است، نه تفاوت در سرعت رشد قیمت کالاها در سطح استانها.
تله محاسباتی و پدیده «جابهجایی» در رتبهبندی استانی
عامل دوم به ماهیت فرمول نرخ تورم سالانه بازمیگردد. تورم سالانه از مقایسه میانگین شاخص ۱۲ ماه منتهی به ماه جاری با میانگین دوره مشابه سال قبل به دست میآید. این فرمول باعث ایجاد «اثر پایه» میشود؛ به این معنا که اگر استانی در گذشته شاخص بالایی (مخرج کسر) را به ثبت رسانده، نرخ تورم سالانه فعلی آن به تدریج کاهش مییابد و بالعکس.
این ویژگی فنی باعث میشود رتبهبندی استانها از نظر تورم پایدار نباشد و در طول زمان جابهجا شود. به همین دلیل، استانی که امروز در صدر جدول تورم قرار دارد، ممکن است تنها چند ماه دیگر با عبور از نقاط اوج شاخص در دوره پایه، به رتبههای پایینتر سقوط کند شواهد نشان میدهد که خطوط تورم استانهای مختلف در طول زمان بارها از روی یکدیگر عبور کرده و جایگاه خود را عوض میکنند.
توصیههای مرکز آمار برای سیاستگذاران
گزارش تحلیلی مرکز آمار ایران نشان میدهد که قضاوت قطعی درباره عملکرد مدیریتی یک استان بر اساس یک شاخص ترکیبی در مقطعی خاص، میتواند گمراهکننده باشد. برای تحلیل دقیقتر، سیاستگذاران باید به موارد زیر توجه کنند:
۱. تفکیک گروههای کالایی: همواره نرخ تورم خوراکیها و غیرخوراکیها باید به صورت جداگانه بررسی شود تا نقش وزن سبد مصرفی در تورم کل مشخص گردد.
۲. استفاده از شاخصهای جایگزین: برای مقایسه عملکرد واقعی استانها، استفاده از نرخ تورم ماهانه یا نقطه به نقطه توصیه میشود، زیرا این شاخصها کمتر تحت تأثیر «اثر پایه» و فرمول محاسباتی میانگینگیر هستند.
۳. پرهیز از نگاه تکبعدی: سیاستگذاران ملی و استانی باید بدانند که بخش بزرگی از تفاوتهای مشاهده شده ناشی از ساختار هزینه خانوارهاست و نباید شاخص تورم کل را تنها ملاک ارزیابی عملکرد استانی قرار داد.