زمانی که از خیابانها و جادهها عبور میکنیم، وقتی فرزندان خود را در مدرسه ثبتنام کنیم یا حتی به خرید خانه و امکانات اطراف آن توجه میکنیم، در حال استفاده از کالاهایی هستیم که به ندرت به نام آن توجه میکنیم: زیرساخت. در بُعد دیگری از زندگی، زمانی که در پی یافتن شغل هستیم و دوست داریم درآمد خود را افزایش دهیم، بدون آن که متوجه باشیم تحت تاثیر دو شاخص اقتصادی قرار میگیریم: سرمایهگذاری و رشد اقتصادی. متغیری که شاید از یک سو تا حدی انتزاعی و غیرقابل تصور به نظر میرسد اما در بلندمدت عامل اصلی ایجاد یک کشور صنعتی، مدرن و مرفه محسوب میشود. به عبارتی این سرمایهگذاری است که آینده بلندمدت یک ملت و جامعه را ساخته،سرنوشت نسلهای آینده را تعیین میکند، زیرساخت فراهم میکند و با رونق ایجاد شده مقدمات افزایش دستمزدها را مهیا میکند.

چرا سرمایهگذاری سقوط کرد؟
سال گذشته تشکیل سرمایه ثابت ناخالص به این معنا که جبران استهلاک نیز در آن آورده شده معادل 2 هزار و 157 هزار میلیارد تومان بوده است؛ رقمی که نسبت به سال 1403 حدود 12 درصد کاهش داشته است. از طرف دیگر وقتی که به روند رشد سرمایهگذاری از سال 1396 نگاهی میاندازیم متوجه میشویم که رشد این متغیر در بازه سالهای 1396 تا 1398 منفی بوده اما از سال 1399 تا 1403 مثبت برآورد شده است. در واقع بعد از خروج ترامپ از برجام در اوایل سال 1397 و بازگشت تحریمها، محدویتهای شدیدی بر فروش نفت کشور اعمال شد و همچنین نوسانات و نااطمینانیهای قابلتوجهی نیز در محیط اقتصادی پدیدار شد. از همینرو رشد سرمایهگذاری براساس آمارهای بانک مرکزی در سال 1397 نسبت به 1396 16 درصد پایینتر آمد. در سال 1398 نیز این شاخص برابر با منفی 5.3 درصد برآورد شد.
با اینحال بعد از اینکه بایدن جای ترامپ را در کاخ سفید گرفت و تحریمها کمی آسانگیرانهتر علیه اقتصاد کشور پیگیری شد، فروش نفت و درآمدهای نفتی افزایش یافت و اوضاع اقتصاد کشور بهبود یافت. در نتیجه این اتفاقات و جبران رشدهای منفی در سالهای 1396 تا 1398 ، رشد سرمایهگذاری در بازه سالهای 1399 تا 1403 مثبت محاسبه شده است.
با اینوجود همچنان سایه تحریمها بر اقتصاد کشور سنگینی میکرد. علاوه بر اینها مشکلات ناشی از تصمیمگیریهای نادرست در نظام حکمرانی و مداخلات گسترده دولت در اقتصاد به افزایش نااطمینانیها دامن زد. همچنین اضافه شدن دو جنگ 12روزه بین ایران و اسرائیل و 40 روزه بین آمریکا و اسرائیل با ایران از جمله مهمترین رخدادهای سال گذشته بودند که بحرانها و مشکلات قابلتوجهی را برای اقتصاد کشور ایجاد کردند. از همینرو رشد تشکیل سرمایه ثابت ناخالص در سال گذشته یکی از پایینترین مقادیر خود را از سال 1396 به ثبت رساند.
سیاستگذار چه راهی پیشه کند؟
هر سال که یک رویداد بینالمللی مانند المپیک، بازیهای آسیایی یا جام جهانی برگزار میشود، این حسرت روی دل ایرانیان سنگینی میکند که چرا کشور خودمان نمیتواند میزبان این مسابقات و رویدادهای جهانی باشد. پاسخ در روند انباشت سرمایه در سالهای قبلتر و ارتباط آن با رشد اقتصاد نهفته است. سرمایهگذاری در زیرساختها و صنایع منجر به افزایش درآمد عموم افراد جامعه و رشد اقتصادی میشود. امری که با وجود زمانبر بودن، عایدی زیادی نصیب اقتصاد میکند. به عبارتی میوه سرمایهگذاری و پسانداز، افزایش رفاه و بهبود معیشت مردم است.
این موضوع نشان میدهد که با توجه به وضعیت بحرانی تشکیل سرمایه در اقتصاد کشور، سیاستمداران و سیاستگذاران اقتصادی ایران باید چارهای برای شرایط موجود بیندیشند؛ چارهای که از رهگذر رفع دائم و پایدار تحریمهای آمریکا، اصلاحات ساختاری، کوچکسازی دولت و ایجاد فضایی باثبات برای بخش خصوصی و بنگاههای اقتصادی عبور میکند. اینگونه است که رشد سرمایهگذاری و بعدتر رشد اقتصادی و رفاه مهمان سفره ایرانیان نیز خواهد شد.