عوامل بلندمدت تفاوت در ثروت ملل
مقصود از «بهبود نیروی مولد کارگر» در عنوان بالا، همان است که بعدها به آن بهرهوری نیروی کار گفتند. فرض کنید دو کشور با جمعیت دقیقاً برابر داریم؛ همچنین فرض کنید قیمت کل کالاها و خدمات تولیدی در این کشورها با معیار یکسان طلا اندازهگیری شود. اگر این مقدار طلا برای یک کشور برای مثال دو برابر دیگری باشد، یعنی یک کشور علیرغم جمعیت برابر، سالانه دو برابر کشوری دیگر تولید ارزش دارد. اسمیت این تفاوت را در قالب تفاوت در بهرهوری (مولد بودن) نیروی کار در نظر میگیرد. البته ممکن است بنا بر عللی همچون بروز قحطی یا جنگ مدتی ساختار تولید کشوری آسیب جدی ببیند و از مجموع تولید آن بهمیزان قابلتوجهی کاسته شود. آنچه اسمیت مدنظر دارد، عوامل بلندمدت این تفاوت در «ثروت ملل» است که ربطی به پیشامدهای مقطعی ندارد. این عوامل چه هستند؟ آیا مردمان یکی از کشورها تنبلترند؟ آیا سطح فناوری در یکی بالاتر از دیگری است؟ آیا ژن مردم یکی از کشورها مرغوبتر است؟ اسمیت بهعنوان دانشمند علم اجتماعی کار درست را انجام میدهد و همان ابتدا بر عاملی اجتماعی دست میگذارد: تقسیم کار - که عنوان نخستین فصل کتاب نیز همین هست.
درباره تقسیم کار
اسمیت در ابتدای این فصل مثال شناختهشده سنجاق و نقش تقسیم کار در افزایش چشمگیر تولید آن را ذکر میکند (اسمیت 1357، 7-8). از نگاه اسمیت، در کارگاههایی که به تولید کالاهای جزئیتر و کوچکتر مثل سنجاق میپردازند، تقسیم کار دقیقی اعمال میشود؛ اما در مورد کالاهای فلهای امکان اعمال تقسیم کار کمتر است. همین مسئله برای نمونه در زمینه کشاورزی سبب میشود که تفاوت زیادی میان کشور پیشرفته و عقبمانده نباشد؛ اما در زمینه صنعت که امکان تقسیم کار بیشتر است، تفاوت چشمگیری در قیمت و کیفیت کالاهای تولیدی میان کشورهای غنی و فقیر دیده میشود؛ زیرا در صنعت اثر تقسیم کار به میزان بیشتری خود را نشان میدهد. البته در بررسی این دیدگاه اسمیت باید توجه شود که در آن زمان هنوز تجهیزات بسیار پیشرفته کشاورزی و کشتوصنعتها بهوجود نیامده بودند.
به باور ما نکته آموزندهتر اسمیت درباره تقسیم کار، اشاره او به ارتباط تقسیم کار با ابتکارات کوچک اما دورانساز است. تقسیم کار هم در زمان صرفهجویی میکند و هم مهارت کارگری را که در یک کار ویژه متمرکز شده است، بالاتر میبرد. درنتیجه، شماری از اختراعات در صنعت را کارگران سادهای انجام دادهاند که همواره بر یک کار ساده متمرکز بودند:
«بیتردید در نتیجه تقسیم کار، همه دقت یک کارگر معطوف به یک مقصود ساده میشود؛ ازاینرو طبیعی است که انتظار داشته باشیم شخص یا اشخاصی که در هر رشته مخصوص از کار مشغول هستند، وقتی که لازم باشد میتوانند روشهای سادهتر و فوریتری برای عملیاتی که انجام میدهند پیدا کنند. قسمت اعظم ماشینآلاتی که امروزه در کارگاههایی که تقسیم کار خوب عمل شده کار میکند، در اصل اختراع کارگران عادی است...»
(اسمیت، 11)
البته اسمیت تأکید دارد که فیلسوفان و کسانی که به حکمت عملی میپردازند نیز در آن بخش از اختراعات که نیروهای دور و ناهمانند را به یکدیگر میپیوندند، نقش دارند (اسمیت، 12).
اصولی که موجب تقسیم کار میشوند
اسمیت سپس در فصل بعدی به دلایل پیدایش تقسیم کار در جوامع انسانی میپردازد و در همان بند نخست یکی از مهمترین خطاهای خود را مرتکب میشود:
«تقسیم کار، که اینهمه مزایا از آن حادث میشود، در اصل معلول هیچ نوع تعقل آدمی که موجب پیشبینی و قصد لازم در جهت توانگری و وفور است، نمیباشد. تقسیم کار یک ضرورت است، گو اینکه این ضرورت نتیجه بسیار کند و تدریجی میل مشخص طبیعت آدمی است که نمیخواهد مطلوبیت وسیع کار را شخصاً داشته باشد؛ یعنی گرایش آدمیان به مبادله یک چیز در برابر چیز دیگر یا بهعبارتدیگر گرایش به معامله پایاپای و یا تاخت زدن که در مردم وجود دارد، تقسیم کار را به وجود میآورد.»
(اسمیت، 14)
اسمیت در اینجا ابتدا با انتساب یک گرایش اسرارآمیز به انجام مبادله در طبیعت انسان، پیدایش تقسیم کار را با مبادله توضیح میدهد؛ اما او بر چه اساسی چنین گرایشی به مبادله را در انسان تشخیص داده است؟ چه کسی گفته که انسان ذاتاً دوست دارد اشیاء را مبادله کند؟ قضیه درواقع وارون دیدگاه اسمیت است: خود پدیده مبادله را باید معلول تقسیم کار دانست. انسانها وارد مبادله میشوند، چون تقسیم کار آنان را بهیکدیگر نیازمند میگرداند.
اما ریشه تقسیم کار را در کجا باید جستوجو کرد؟ پاسخ نیروی تعقل در انسان است. خود اسمیت در ادامه – بهدرستی – اشاره میکند که مبادله تنها در میان انسانها رواج دارد و در میان حیوانات چنین پدیدهای مشاهده نمیشود؛ بهعبارتدیگر اسمیت مبادله را با تعقل توضیح میدهد، اما حاضر نیست همین تبیین را در رابطه با تقسیم کار ذکر کند.
انسانها درک میکنند که تقسیم کار، منجر به سادهتر شدن انجام کارها توسط آنان خواهد شد: هم زمان کمتری صرف میشود و هم احتمالاً در مقادیری بیشتر تولید انجام میگیرد؛ و هریک از این دو اتفاق بهمعنای رفاه بیشتر است. شما اگر بتوانید معیشت خود را سریعتر تأمین کنید یا اگر بتوانید طی زمان ثابت مقادیر بیشتری تولید کنید، فراغت بیشتر و رفاه بیشتری دارید. انسان با نیروی فکر خود این واقعیت را درک میکند و تن به تقسیم کار میدهد. همین تقسیم کار مبنایی برای زیست اجتماعی مسالمتجو خواهد شد. متأسفانه اسمیت نتوانست این مسئله را بهدرستی درک کرده و توضیح دهد.
بااینوجود، در این فصل از کتاب اشارههای درستی نیز یافت میشوند. برای نمونه، اسمیت اشاره میکند که انسان تنها زمانی کاری را برای کس دیگری انجام میدهد یا حاضر میشود چیزی را که از آن خودش است به کس دیگری بدهد که نفع شخصی خود در انجام آن را درک کند. معامله یعنی قانع کردن طرف مقابل به اینکه انجام این کار برای من، به نفع خودت نیز هست. در اینجا باز با یکی از شناختهشدهترین نقلقولهای اسمیت روبهرو میشویم:
«حس خیرخواهی و بشردوستی گوشتفروش، آبجوساز و نانوا نیست که غذای ما را تأمین میکند، بلکه توجه آنان بهنفع خودشان است که موجب این کار میشود. ما از صفات انسانی آنان سخن نمیگوییم، بلکه سخن از خودخواهی آنان است...»
(اسمیت، 15)
گفتنی است که پیش از اسمیت برنارد ماندویل، فیلسوف و نویسنده انگلیسی-هلندی، نیز در داستان «افسانه زنبورها» درونمایه مشابهی را در رابطه با نقش خودخواهیهای فردی در تأمین منافع دیگران مطرح کرده بود.
از سوی دیگر، مطابق روایت اسمیت، انسان وقتی کاری را بهدفعات انجام دهد، در آن مهارتی فراتر از دیگران به دست میآورد و بهتر میتواند در یک بازار آزاد چیزی برای ارائه در دست داشته باشد.
تقسیم کار محدود است به وسعت بازار
در فصل سوم اسمیت بحث میکند که هرچه بازار کوچکتر باشد، صرفه تقسیم کار کمتر میشود و پیچیدگی آن کمتر خواهد شد. در بازارهای کوچک مشاغل کمتری به وجود میآیند؛ اسمیت مثال باربر را ذکر میکند که تنها در شهرهای بزرگ یا فواصل طولانی کاربرد دارد. احتمال آن بسیار اندک است که یک محصول یا خدمت بسیار جزئی، در بازاری کوچک در مقیاس بالا به فروش برسد. از همین روی است که صنعت در مناطقی که به دریا یا رودخانه قابل کشتیرانی دسترسی دارد، رونق میگیرد؛ چراکه هزینه حملونقل با کشتی بسیار کمتر است و در نتیجه بازار در دسترس آنها بزرگتر میشود و تقسیم کار نیز رشد میکند.
اسمیت، آدام. 1357. ثروت ملل. ترجمه دکتر سیروس ابراهیمزاده. تهران: انتشارات پیام.