به گزارش اکوایران، حمله به صنایع فولاد را نمیتوان صرفاً یک اقدام نظامی تلقی کرد؛ این حمله ابعادی اقتصادی و راهبردی نیز دارد. صنعت فولاد یکی از مهمترین پایههای تولید و از اصلیترین منابع ارزآوری غیرنفتی ایران به شمار میرود و با وجود تحریمها و محدودیتهای داخلی، در سال ۱۴۰۴ حدود ۲۶ میلیون و ۷۰۰ هزار تن محصولات فولادی به بیش از ۵۰ کشور جهان صادر شده است. از این منظر، هدف قرار گرفتن زیرساختهای فولادی را میتوان تلاشی برای آسیب زدن به یکی از مهمترین مزیتهای رقابتی اقتصاد ایران، کاهش درآمدهای ارزی و تضعیف توان تولید و صادرات کشور دانست؛ اقدامی که پیامدهای آن فراتر از خسارت به یک چند واحد صنعتی بوده و میتواند زنجیرهای از صنایع وابسته و ظرفیتهای اقتصادی کشور را نیز تحت تأثیر قرار دهد.
تجربه دو جنگ اخیرنشان میدهد که صنایع پایه مانند فولاد، به دلیل نقش کلیدی در اقتصاد، زیرساخت و پشتیبانی از سایر صنایع، همواره در زمره اهداف راهبردی قرار میگیرند و حمله به آنها صرفاً تخریب یک کارخانه نیست، بلکه تلاشی برای کاهش تابآوری اقتصادی و صنعتی کشور است.
با این مقدمه میتوان گفت اهمیت صنعت فولاد تنها به تولید یک کالای صنعتی محدود نمیشود، بلکه به جایگاه آن در قدرت اقتصادی، امنیت ملی و رقابت ژئوپلیتیکی کشورها بازمیگردد. تجربه کشورهای صنعتی نشان میدهد که توسعه صنایع پیشرفته بدون برخورداری از یک صنعت فولاد قدرتمند تقریباً امکانپذیر نیست. فولاد ماده اولیه زنجیرهای گسترده از صنایع، از خودرو و کشتیسازی گرفته تا نفت و گاز، نیروگاهها، خطوط ریلی، تجهیزات معدنی، ماشینآلات سنگین و صنایع دفاعی است؛ ازاینرو هرگونه اختلال در تولید فولاد، بهطورمستقیم دهها صنعت دیگر را نیز تحت تأثیر قرار میدهد.
به همین دلیل، بسیاری از کشورها توسعه صنعت فولاد را در اولویت راهبردهای صنعتی خود قرار دادهاند. عربستان سعودی در چشمانداز ۲۰۳۰، افزایش ظرفیت تولید فولاد تا ۲۵ میلیون تن را یکی از محورهای اصلی توسعه صنعتی خود میداند؛ امارات در افق ۲۰۳۵ و عمان در چشمانداز ۲۰۴۰ نیز سرمایهگذاری گستردهای در صنایع فولادی و فلزی پیشبینی کردهاند. این رویکرد نشان میدهد که حتی کشورهای برخوردار از منابع عظیم نفت و گاز نیز، برای افزایش قدرت اقتصادی، توسعه صادرات و کاهش وابستگی به درآمدهای نفتی، صنعت فولاد را یکی از پایههای اصلی آینده خود میدانند.
در چنین شرایطی، حمله به مجتمع فولاد را نمیتوان صرفاً یک حمله به یک کارخانه صنعتی تلقی کرد بلکه به نظر میرسد هدف ضربه زدن به یکی از مزیتهای رقابتی ایران در منطقه انجام شده باشد حالا با توجه به جایگاه راهبردی صنعت فولاد در اقتصاد ایران، این پرسش مطرح میشود که آیا زمان بازآرایی و نوسازی این صنعت فرا نرسیده است؟
گزارش اخیر اتاق بازرگانی ایران و کره جنوبی، با بررسی تجربه صنعت فولاد در این کشور، نشان میدهد که این موفقیت نه حاصل مزیت منابع طبیعی، بلکه نتیجه مدیریت، سیاستگذاری، توسعه فناوری و نگاه بلندمدت بوده است. این تجربه یادآور میشود که آینده صنعت فولاد ایران نیز بیش از آنکه به ظرفیت تولید وابسته باشد، به تصمیمها و سرمایهگذاریهایی بستگی دارد که امروز برای توسعه و افزایش تابآوری این صنعت اتخاذ میشود.
کره جنوبی توانست از دل جنگ، بحران و ویرانی، یکی از موفقترین نمونههای توسعه صنعتی جهان را رقم بزند؛ کشوری که با تکیه بر خودباوری، برنامهریزی و توسعه صنعتی، طعنهها و تردیدهای خارجی را به یکی از بزرگترین معجزههای صنعتی قرن تبدیل کند. در ادامه، مهمترین ابعاد این تجربه و درسهایی که میتواند برای آینده صنعت فولاد ایران الهامبخش باشد، مرور میشود.
از ویرانی جنگ تا قدرت صنعتی؛ داستان فولاد کره جنوبی
پس از جنگ کره (۱۹۵۰ تا ۱۹۵۳)، بخش بزرگی از زیرساختهای این کشور از بین رفت و اقتصاد آن برای سالها به کمکهای خارجی وابسته شد. در آن زمان، بسیاری از کارشناسان معتقد بودند کره جنوبی به دلیل کمبود منابع طبیعی، سرمایه محدود و نبود بازار بزرگ داخلی، نباید وارد صنایع سنگینی مانند فولاد شود و بهتر است بر تولید کالاهای ساده و صنایع سبک تمرکز کند.
با این حال، دولت کره جنوبی دیدگاه متفاوتی داشت. رهبران این کشور معتقد بودند بازسازی اقتصاد بدون ایجاد زیرساختهای صنعتی قدرتمند امکانپذیر نیست و در این میان، صنعت فولاد جایگاهی کلیدی دارد. از نگاه آنها، بدون یک صنعت فولاد توانمند، توسعه صنایعی مانند خودروسازی، کشتیسازی، ماشینآلات و زیرساختهای مدرن ممکن نخواهد بود. به همین دلیل، با وجود محدودیتهای فراوان، سرمایهگذاری گستردهای در صنعت فولاد انجام شد؛ تصمیمی که در آن زمان کمتر کسی موفقیت آن را باور داشت که کشوری که هنوز آثار ویرانی جنگ را بر دوش میکشید، چند دهه بعد به یکی از قدرتهای صنعتی جهان تبدیل شود .
.اما صنعت فولاد به یکی از پایههای اصلی اقتصاد کره جنوبی تبدیل شد و زمینه رشد صنایع بزرگی مانند خودروسازی، کشتیسازی، ماشینآلات و ساختوساز را فراهم کرد. امروزه کره جنوبی سالانه دهها میلیون تن فولاد تولید و مصرف میکند و صدها هزار شغل بهطور مستقیم و غیرمستقیم به این صنعت وابسته است. بسیاری از کارشناسان نیز صنعت فولاد را یکی از عوامل اصلی شکلگیری «معجزه اقتصادی کره جنوبی» و سکوی پرتاب این کشور به جمع اقتصادهای پیشرفته جهان میدانند.
کره جنوبی در حال حاضر سالانه ۲۰ تا ۳۰ میلیون تن محصولات فولادی صادر میکند و بیش از آنکه صادرکننده مواد خام باشد، صادرکننده فولادهای پیشرفته، آلیاژی و صنعتی با ارزش افزوده بالاست. این موفقیت تنها حاصل افزایش ظرفیت تولید نبود، بلکه از سرمایهگذاری مستمر در فناوری، نوآوری و تولید محصولات باکیفیت نیز ناشی شد. بر اساس آمار جهانی، کره جنوبی در سال ۲۰۲۴ با تولید حدود ۶۳.۵ میلیون تن فولاد خام، به ششمین تولیدکننده بزرگ فولاد جهان تبدیل شد.

چگونه فولاد به پیشران اقتصاد کره جنوبی تبدیل شد؟
تجربه کره جنوبی نشان میدهد که موفقیت صنعت فولاد تنها به ساخت کارخانه وابسته نیست، بلکه به یک سیاست صنعتی منسجم و اتصال این صنعت به زنجیره تولید و صادرات مرتبط است. کره پس از توسعه فولاد و ظرفیت تولید، همزمان زنجیره تأمین مواد اولیه، انرژی، حملونقل، بنادر و صنایع مصرفکننده مانند خودروسازی، کشتیسازی، لوازم خانگی و ساختمان را نیز تقویت کرد. این کشور همچنین دریافت که صنعت فولاد برای پایداری به چهار عامل کلیدی نیاز دارد: انرژی پایدار، شبکه حملونقل و لجستیک، دسترسی مطمئن به مواد اولیه و سرمایهگذاری مستمر.
نتیجه این رویکرد در عملکرد اقتصادی کره بهخوبی دیده میشود. درآمد سرانه این کشور از حدود ۸۷ دلار در سال ۱۹۶۲ به بیش از ۶,۱۰۰ دلار در سال ۱۹۹۰ رسید و صادرات آن از کمتر از ۱۰۰ میلیون دلار به بیش از ۶۰ میلیارد دلار افزایش یافت. در این دوره، فولاد به زیرساخت توسعه صنایع صادراتمحوری تبدیل شد. امروز کره جنوبی ششمین تولیدکننده فولاد جهان، سومین صادرکننده کشتی و یکی از بزرگترین صادرکنندگان خودرو است. این کشور در سال ۲۰۲۳ حدود ۳۴ درصد سفارشهای کشتیسازی جهان را در اختیار داشت و گروه هیوندای–کیا نیز با تولید بیش از ۷.۳ میلیون دستگاه خودرو، سومین خودروساز بزرگ جهان شد. تجربه کره نشان میدهد ارزش واقعی صنعت فولاد تنها در فروش فولاد نیست، بلکه در ایجاد مزیت رقابتی برای دهها صنعت دیگر و ایجاد هزاران شغل مستقیم و غیرمستقیم در کل زنجیره تولید نهفته است.
از تولید انبوه تا رقابت در فناوریهای نوین
کره جنوبی پس از پشت سر گذاشتن موفقیتهای بزرگ در توسعه صنعت فولاد، اکنون وارد مرحله جدیدی از رقابت جهانی شده است. امروز رقابت در این صنعت دیگر فقط بر سر افزایش تولید نیست، بلکه بر سر تولید فولاد سبز، هوشمند و کمکربن است. به همین دلیل، کره جنوبی و شرکت پوسکو سرمایهگذاری گستردهای در فناوریهای نوین مانند هوش مصنوعی، رباتیک و هیدروژن انجام دادهاند تا بهرهوری را افزایش دهند و همزمان آلایندگی محیطزیست را کاهش دهند.
امروزه هوش مصنوعی در کارخانههای فولاد برای کنترل کیفیت، پیشبینی خرابی تجهیزات و مدیریت مصرف انرژی به کار گرفته میشود و رباتها نیز بسیاری از فعالیتهای سخت و پرخطر را انجام میدهند. در کنار این تحولات، پوسکو در حال توسعه فناوری تولید فولاد با هیدروژن است؛ روشی که به جای زغالسنگ از هیدروژن استفاده میکند و به جای انتشار دیاکسیدکربن، بخار آب تولید میشود. این شرکت هدفگذاری کرده است تا سال ۲۰۳۰ ظرفیت تولید ۷ میلیون تن فولاد با هیدروژن را ایجاد کند و تا سال ۲۰۵۰ به تولید فولاد کربنخنثی دست یابد. پس میتوان گفت که آینده صنعت فولاد به سرمایهگذاری مستمر در فناوری، نوآوری و توسعه پایدار نیز گره خورده است.
درس کره جنوبی برای بازسازی و نوسازی صنایع فولادی ایران
همانطور که پیشتر اشاره شد،کره با تکیه بر چهار عامل کلیدی شامل تأمین پایدار انرژی، شبکه حملونقل و لجستیک کارآمد، دسترسی مطمئن به مواد اولیه و سرمایهگذاری مداوم، توانست این صنعت را به یکی از پایههای اقتصاد خود تبدیل کند. و حالا هم برای حفظ این مزیت، تمرکز خود را بر فناوریهای نوین، هوش مصنوعی و تولید فولاد کمکربن گذاشته است تا در رقابت جهانی همچنان پیشتاز بماند.

برای ایران نیز مهمترین درس این تجربه، خودباوری صنعتی و نگاه بلندمدت است. ایران با برخورداری از بیش از ۵ میلیارد تن ذخایر سنگآهن و تولید حدود ۳۱ میلیون تن فولاد در سال ۲۰۲۴ (رتبه دهم جهان)، از نظر منابع طبیعی مزیت قابلتوجهی نسبت به کره جنوبی دارد. با این حال، کره با وجود منابع معدنی محدود، با تولید ۶۳.۵ میلیون تن فولاد (رتبه ششم جهان) توانسته ارزش افزوده بالایی از طریق صنایع خودروسازی، کشتیسازی و ماشینآلات ایجاد کند. تجربه این کشور نشان میدهد هدف نباید صرفاً افزایش ظرفیت تولید فولاد باشد، بلکه این صنعت باید به موتور توسعه زنجیره ارزش، صادرات محصولات با فناوری بالاتر و رشد سایر صنایع تبدیل شود. به بیان دیگر، فولاد زمانی بیشترین نقش را در توسعه اقتصادی ایفا میکند که زمینهساز رونق صنایع پاییندستی و افزایش رقابتپذیری اقتصاد کشور باشد.