به گزارش اکوایران، نخست‌وزیر اسرائیل، بنیامین نتانیاهو، گفته که به طرح دونالد ترامپ برای کنترل غزه توسط ایالات متحده، پاکسازی قومی این منطقه و تبدیل آن به «ریویرا خاورمیانه» متعهد است. او این صحبت‌ها را یک روز پس از ملاقات با وزیر امور خارجه ایالات متحده، مارکو روبیو، در قدس بیان کرد. نخست‌وزیر اسرائیل گفت که کابینه‌اش در حال همکاری با دولت ترامپ در راستای یک «استراتژی مشترک» در خصوص غزه است و او مصمم است که طرح ترامپ را که شامل اخراج اجباری ۲.۲ میلیون فلسطینی از غزه و منتقل کردن آن‌ها به مصر، اردن و شاید سایر کشورهای عربی می‌شود، به یک «واقعیت» تبدیل کند.

به نوشته جورجیو کافیرو، تحلیل‌گر مسائل منطقه‌ای، در العربی‌الجدید، این طرح دیوانه‌وار نه تنها از نظر قوانین بین‌المللی غیرقانونی است، بلکه کاملاً غیرواقع‌گرایانه نیز می‌باشد. با این حال، حمایت ترامپ و نتانیاهو از آن عواقب جدی به همراه دارد.

از دیدگاه عربی، توافق دولت‌های مصر و اردن برای پذیرش این سیل بزرگ پناهندگان فلسطینی به معنای مشارکت آن‌ها در «نکبت ۲.۰» خواهد بود.

برای رهبری مصر و اردن، چنین اقدامی اساساً به خودکشی سیاسی می‌انجامد. بقای این دولت‌ها در چنین شرایطی تحت تأثیر عواقب داخلی و منطقه‌ای که پیش‌بینی می‌شود، تضمین‌پذیر نخواهد بود.

از دیدگاه خلیج فارس

یکی از آخرین چیزهایی که اعضای شورای همکاری خلیج فارس می‌خواهند ببینند، بی‌ثبات شدن مصر یا اردن است. هرگونه بی‌ثباتی در یکی از این کشورها می‌تواند به راحتی به خلیج فارس سرایت کند. از دیدگاه سیاست‌گذاران کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس، صحبت‌های ترامپ و نتانیاهو در مورد این طرح، حتی اگر هیچ‌گاه اجرا نشود، خطرناک است.

در این زمینه، مقامات کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس به سرعت مخالفت خود را با ایده جابجایی اجباری فلسطینی‌ها اعلام کردند. این موضوع باعث شد تا رهبران عرب خلیج فارس مواضع خود را در حمایت از ابتکار صلح عربی تقویت کنند، به جای آنکه تحت فشار ترامپ برای حمایت از «پروژه املاک» او در غزه تسلیم شوند.

فرانچسکو سالسِزیو شیوی، کارشناس و تحلیلگر ایتالیایی امور خاورمیانه، گفت: «کشورهای شورای همکاری خلیج فارس - به‌ویژه عربستان سعودی، امارات متحده عربی و قطر - سخنان ترامپ در مورد غزه را به‌عنوان یک تشدید بزرگ می‌بینند که هرگونه مسیر به سوی راه‌حل دو دولتی را تضعیف می‌کند.»

کشورهای پادشاهی عربی خلیج فارس دیدگاه دولت ترامپ درباره فلسطین را به‌عنوان هم‌راستایی واشنگتن با آرزوی‌های جناح راست اسرائیل می‌بینند که به قیمت امنیت رژیم‌ها در کشورهای عربی تمام می‌شود، کشورهایی که مدت‌ها متحدان نزدیک ایالات متحده بوده‌اند. هیچ شکی وجود ندارد که این مسئله بر نحوه نگاه کشورهای شورای همکاری خلیج فارس به واشنگتن تأثیر خواهد گذاشت. هرچند که رهبران عرب خلیج فارس معمولاً رویکرد تجاری ترامپ به خلیج فارس را که از تأکید بر حقوق بشر یا صحبت از «ارزش‌های» ایده‌آلیسم لیبرال اجتناب می‌کند، ترجیح می‌دهند، اما طبیعت بی‌ثبات رهبری او باعث نگرانی آن‌ها شده است.

دونالد ترامپ

ویینا علی‌خان، پژوهشگر بنیاد قرن، که بر خلیج فارس تمرکز دارد، گفت: «کشورهای شورای همکاری خلیج فارس در ابتدا از بازگشت به سیاست‌های معاملاتی با ریاست‌جمهوری ترامپ استقبال کردند، اما سیاست‌های بی‌ثبات‌کننده او را نمی‌خواهند و می‌خواهند که او به نظم جدید منطقه‌ای در خاورمیانه احترام بگذارد». او اضافه کرد: «اظهارات بی‌پروا و بی‌مقدمه ترامپ واکنش فوری به‌دنبال داشت و موجب پاسخ فوری و نادر وزارت خارجه سعودی در میانه شب شد.»

فاصله‌گیری از شیوه‌های قدیمی

به جای پیگیری اهداف تهاجمی و حداکثری سیاست خارجی، عربستان سعودی و دیگر کشورهای شورای همکاری خلیج فارس بیشتر بر ترویج ثبات در منطقه تمرکز دارند. چنین ثباتی در منطقه برای موفقیت ابتکارات اقتصادی و تنوع و توسعه مانند چشم‌انداز ۲۰۳۰ سعودی ضروری است.

در دوره اول ریاست‌جمهوری ترامپ، رهبران در ریاض و ابوظبی دیدند که چگونه «فشار حداکثری» بر ایران و محاصره قطر به رهبری سعودی و امارات، چشم‌اندازهای اقتصادی آن‌ها را تضعیف کرده و به اشکال مختلف بازخورد منفی داشت و باعث شد که علاقه آن‌ها به بازگشت به این سیاست‌های تهاجمی و جنگ‌طلبانه در دوره دوم ترامپ به‌شدت کاهش یابد.

گفتمان دولت ترامپ درباره غزه و تهدیدات رئیس‌جمهور ایالات متحده مبنی بر قطع کمک‌های واشنگتن به مصر و اردن در صورت عدم پذیرش سیل عظیم پناهندگان فلسطینی از غزه، نگرانی‌هایی را که کشورهای عربی خلیج فارس مدت‌ها درباره پیش‌بینی‌ناپذیر بودن و مشکل‌ساز بودن سیاست خارجی واشنگتن داشته‌اند، تقویت می‌کند. این نارضایتی می‌تواند به اعضای شورای همکاری خلیج فارس انگیزه بیشتری برای تقویت روابط خود با چین و روسیه بدهد.

شیوی، تحلیلگر ایتالیایی، در این زمینه اظهار داشت: «این مسئله لایه‌ای دیگر از عدم قطعیت را به نقش واشنگتن در ثبات منطقه‌ای اضافه می‌کند و احتمالاً باعث شتاب در بازنگری همکاری‌های خلیج فارس به‌ویژه خارج از ایالات متحده می‌شود.»

گشایش برای پکن و مسکو

پکن مدت‌هاست که هنگام تعامل با کشورهای جهان عرب و اسلامی، بر حمایت خود از راه‌حل دو دولتی تأکید کرده است و اغلب سیاست‌های خود، به‌ویژه سوابقش در شورای امنیت سازمان ملل، را با رویکرد کاملاً یک‌طرفه واشنگتن در خصوص نزاع بین اسرائیل و فلسطینی‌ها مقایسه می‌کند.

شیوی خاطرنشان کرد: «تعامل دیپلماتیک اخیر بین پکن و کشورهای خلیج فارس، از جمله تلاش‌های سعودی‌ها برای برقراری ارتباط با چین در زمینه امنیت منطقه‌ای، نشان می‌دهد که ریاض چین را به‌عنوان یک بازیگر ثبات‌بخش در دوران بی‌ثباتی آمریکا می‌بیند.» این تحلیلگر همچنین به نقش پکن در تسهیل توافق دیپلماتیک مارس ۲۰۲۳ بین عربستان سعودی و ایران اشاره کرد و آن را به‌عنوان نمونه‌ای از «توانایی چین در میانجی‌گری به‌روش‌هایی که واشنگتن به‌طور فزاینده‌ای از آن اجتناب می‌کند» دانست.

نفوذ روسیه در خلیج فارس متفاوت است و بیشتر به شکل هماهنگی انرژی از طریق OPEC+، فروش تسلیحات و هم‌راستایی دیپلماتیک در مسائل مختلف منطقه‌ای و بین‌المللی ظاهر می‌شود. شیوی گفت: «تصور کناره‌گیری یا سیاست‌گذاری بی‌ثبات از سوی ایالات متحده - به‌ویژه زمانی که متحدان عربی مانند مصر و اردن را تضعیف می‌کند - می‌تواند فرصت‌های بیشتری برای روسیه به‌وجود آورد تا با کشورهای خلیج فارس در زمینه دفاع استراتژیک و همکاری انرژی نزدیک شود.»

غنچه تضمینی، محقق مسائل خاورمیانه گفت: «چین و روسیه احتمالاً پیشنهاد ترامپ را جدی نخواهند گرفت. طرح عجیب و غیرواقعی او بیشتر شبیه یک مانور سیاسی است - تلاشی برای نمایش قدرت، یا اطمینان خاطر دادن به اسرائیل که نگران است، یا بر هم زدن آرامش ایران در حالی که در حال بحث درباره بازگشت به مذاکرات هسته‌ای است. یا این که ممکن است نمونه دیگری از استراتژی «مرد دیوانه» ترامپ باشد که هدفش جلوگیری از پیش‌بینی پذیری در سیاست خارجی است.»

دکتر تضمینی همچنین گفت: «پیشنهاد ترامپ فرصتی برای مسکو و پکن است تا خود را به‌عنوان شرکای جایگزین معرفی کنند و از تلاش‌های مداوم [کشورهای شورای همکاری خلیج فارس] برای تنوع‌بخشی به اتحادها و کاهش وابستگی به واشنگتن بهره‌برداری کنند.»

ادامه حرکت به سمت شرق

کشورهای شورای همکاری خلیج فارس در واکنش به سخنان ترامپ در مورد غزه شروع به تقویت روابط خود با پکن و مسکو نکردند. چرخش استراتژیک آن‌ها از دهه‌ها پیش آغاز شده است.

آنچه که باعث تغییر رویکرد پادشاهی‌های عربی خلیج فارس به سمت شرق شده، تمایل به کسب استقلال بیشتر از ایالات متحده، تأمین مانورپذیری ژئوپلیتیکی بیشتر در نظم جهانی در حال چندقطبی شدن، و پیشبرد منافع اقتصادی در دنیایی است که در آن مرکز جاذبه‌های جغرافیایی-اقتصادی از آمریکای شمالی و اروپا به آسیا منتقل می‌شود.

چین عربستان

علی‌خان گفت: «آن‌ها از ناپایداری بالقوه سیاست خارجی ایالات متحده آگاه هستند که در هر انتخابات ریاست‌جمهوری به‌شدت از یک طیف به طیف دیگر تغییر می‌کند. برای آن‌ها، این مسئله انتخاب طرف‌ نیست، بلکه بیشتر در مورد حفظ تمامی گزینه‌ها است. تنوع در پرتفوی دیپلماتیک آن‌ها موقعیتشان را در عرصه منطقه‌ای تقویت کرده و همچنین باعث می‌شود که ایالات متحده فشار را احساس کند.»

با توجه به اینکه عربستان سعودی تبدیل به محل گفتگوهای ایالات متحده و روسیه در مورد آینده اوکراین شده و ریاض به‌طور غیرمستقیم اشاره کرده که ممکن است به‌عنوان پلی دیپلماتیک بین ایالات متحده و ایران عمل کند، هر موفقیت سعودی در این زمینه‌ها به اعتبار پادشاهی در عرصه بین‌المللی کمک خواهد کرد.

محدودیت‌های اعراب در مخالفت با آمریکا

البته لازم است از اغراق در مورد اینکه طرح ترامپ برای غزه و عدم قطعیت در مورد برنامه سیاست خارجی او چقدر می‌تواند کشورهای شورای همکاری خلیج فارس را به چین و روسیه نزدیک‌تر کند، پرهیز شود. کشورهای پادشاهی عربی خلیج فارس رهبران عملگرایی دارند که به این حقیقت توجه دارند که پکن و مسکو توانایی محدودی برای جایگزینی واشنگتن به‌عنوان ضامن امنیت برای اعضای شورای همکاری دارند.

با وجود تمام خشم آن‌ها از سیاست خارجی ایالات متحده، هیچ‌یک از کشورهای عربی خلیج فارس به احتمال زیاد در آینده نزدیک پل‌های خود را با واشنگتن قطع نخواهند کرد. این موضوع حتی در صورت پیشرفت طرح ترامپ برای غزه همچنان صادق است.

دکتر ساموئل رامانی، پژوهشگر مؤسسه خدمات متحد سلطنتی در لندن، توضیح داد که چگونه سه کشور قدرتمند شورای همکاری خلیج فارس - عربستان سعودی، امارات متحده عربی و قطر - به‌ویژه علاقه‌مند هستند که علیرغم نگرانی از طرح غزه، روابط خوب خود با واشنگتن را حفظ کنند.

با وجود شکاف شورای همکاری و ترامپ در مورد غزه، دکتر رامانی گفت که او باور ندارد که ریاض، ابوظبی و دوحه درباره این موضوع فشار واقعی زیادی وارد کنند، زیرا منافع آن‌ها در تقویت روابط اقتصادی با ایالات متحده و تضمین‌های امنیتی واشنگتن بر این موضوع غالب است.

او گفت: «من فکر نمی‌کنم سعودی‌ها، اماراتی‌ها یا قطری‌ها آماده باشند که اقداماتی فوق‌العاده تحریک‌آمیز انجام دهند که هرگونه سرمایه‌گذاری، تجارت یا همکاری با ایالات متحده یا دولت ترامپ را به خطر بیاندازد. واضح است که محمد بن سلمان در حال سرمایه‌گذاری‌های عظیم در اقتصاد ایالات متحده است. ما دیدیم که در امارات نیز آن‌ها در حال تقویت روابط خود با ایالات متحده هستند، نه تنها از طریق سرمایه‌گذاری‌های دولتی... بلکه از طریق سرمایه‌گذاران خصوصی.»

دکتر رامانی همچنین اشاره کرد که قطری‌ها، که در سه سال و نیم آخر دوره اول ریاست‌جمهوری ترامپ تحت محاصره زندگی کردند، اهمیت حفظ یک اتحاد محکم با واشنگتن را درک می‌کنند.

او گفت که مقامات دوحه «آگاه هستند که مارکو روبیو، مایک والتز و بسیاری دیگر از حلقه نزدیکان آن‌ها نسبت به نقش قطر در منطقه تردید دارند و به اقداماتی برای جابجایی حضور نظامی ایالات متحده در العدید تمایل داشته و قطر را به‌عنوان یک عنصر مانع و حامی حماس می‌بینند. آن‌ها نمی‌خواهند این اختلافات و تنش‌های قدیمی دوباره شعله‌ور شود.»

ایران قطر

معذوریت پکن و مسکو

چین و روسیه نیز به‌طور عملگرایانه به خلیج فارس نگاه می‌کنند و محدودیت‌های نفوذ خود را در این بخش از خاورمیانه درک می‌کنند و هیچ‌کدام آماده نیست که به‌طور مستقیم حضور ایالات متحده در منطقه را به چالش بکشد. با این حال، سخنان ترامپ استدلال دیرینه آن‌ها را که ایالات متحده شریک قابل‌اعتمادی در منطقه نیست، تقویت می‌کند و به نفوذ تدریجی آن‌ها در دیپلماسی خلیج فارس کمک می‌کند.

دکتر رامانی بر این باور است که روابط خلیج فارس با پکن تحت تأثیر سیاست‌ها و سخنان دولت ترامپ در خصوص فلسطین بیشتر تقویت خواهد شد. اما او به مسائلی اشاره کرد که توانایی غول آسیایی در تقویت چنین روابطی با کشورهای پادشاهی عربی خلیج فارس را محدود می‌کند.

او توضیح داد که کشورهای شورای همکاری «به این واقعیت احترام می‌گذارند که چین از راه‌حل دو دولتی حمایت می‌کند، اما واقعاً به چین به‌عنوان یک ضامن امنیتی تکیه نمی‌کنند».

او افزود: «شاید برای چین زمان‌بندی نامناسبی بود که اخبار مربوط به تأمین مواد اولیه چینی سوخت موشک به ایران در میان همین درگیری‌ها منتشر شد و این به کشورهای خلیج فارس یادآوری می‌کند که باید با چینی‌ها محتاط باشند و آن‌ها می‌دانند که چینی‌ها واقعاً از آن‌ها حمایت نمی‌کنند. آن‌ها بیشتر به تجارت و جایگاه خود علاقه دارند».

در مورد روسیه، سقوط حکومت بشار اسد به شدت به تصویر مسکو به‌عنوان یک بازیگر قدرتمند در دید کشورهای خلیج فارس آسیب زد. این شهرت که روسیه موفق شده بود آن را طی مداخلات نظامی گسترده خود در سوریه از سال 2015 به‌دست آورد، اکنون به شدت آسیب دیده است.

به گفته دکتر رامانی: «مقامات کشورهای شورای همکاری به این واقعیت احترام می‌گذاشتند که روسیه به‌عنوان یک متحد قابل‌اعتماد برای یک متحد در بحران، به‌ویژه یک خودکامه در بحران، شناخته می‌شد و آماده بود به‌طور مؤثر از نیروی نظامی برای نگه‌داشتن او در قدرت استفاده کند. حالا که روسیه نشان داد که ناتوان است و نمی‌تواند با سقوط اسد کنار بیاید، جایگاه آن در ارزیابی کشورهای پادشاهی خلیج فارس کاهش یافته و افت کرده است.»

با این حال، وضعیت اوکراین می‌تواند در آینده به طور قابل‌توجهی بر نگرش کشورهای عربی خلیج فارس به روسیه به‌عنوان یک قدرت جهانی تأثیر بگذارد.

رامانی معتقد است که اگر ایالات متحده و روسیه نتوانند در مورد توقف جنگ اوکراین به توافق برسند و اقتصاد جنگی روسیه بدتر شود و تحریم‌های غربی شدت یابد، کشورهای شورای همکاری خلیج فارس اقداماتی برای فاصله‌گیری از مسکو انجام خواهند داد و روابط آن‌ها با روسیه «کم‌عمق‌تر» خواهد شد.

با این حال، به اعتقاد رامانی، اگر جنگ اوکراین به شرایطی ختم شود که به نفع دولت ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهور روسیه باشد - به این معنی که سرزمین‌های تحت اشغال روسیه در اوکراین همچنان تحت کنترل مسکو باقی بماند و تحریم‌ها لغو شود، «ناخرسندی از ایالات متحده در مورد جنگ غزه و تمایل به آرام کردن افکار عمومی داخلی می‌تواند آن‌ها را به بازنگری در روابط خود با روسیه و بازگشت به روابطی معنادارتر سوق دهد - احتمالاً نه در قالب قراردادهای تسلیحاتی، بلکه دقیقاً در زمینه پروژه‌های مشترک شرکت‌ها».

نقش مرکزی عربستان در دیپلماسی و ژئوپولیتیک

زمانی که دوره اول ریاست‌جمهوری ترامپ در ژانویه 2021 به پایان رسید، محمد بن سلمان (MbS) به دلیل پرونده قتل جمال خاشقجی تا حدی در غرب منزوی شده بود. تصویر امروز به‌طور بنیادی متفاوت است. با حضور بن سلمان در رأس حکومت، عربستان سعودی در تضمین موقعیت خود به‌عنوان یک میانجی کلیدی موفقیت‌هایی به دست آورده است، که نقش‌های دیپلماتیک آن در خصوص غزه، سودان و اوکراین برجسته است. این نقشی است که پادشاهی سعودی مدت‌هاست به دنبال به‌دست آوردن آن بوده است.

علی‌خان گفت: «بازدید برنامه‌ریزی شده رئیس‌جمهور ترامپ از پادشاهی نه تنها مهر تأیید او بر اهداف رهبری جهانی عربستان سعودی است، بلکه زمینه‌ساز ملاقات مهم ترامپ و پوتین خواهد بود. بن سلمان احتمالاً این را یک لحظه حیاتی می‌داند؛ یک تعامل موفق ممکن است رئیس‌جمهور ترامپ را متقاعد کند که موضع معتدل‌تری در قبال غزه اتخاذ کند. بن سلمان آماده است تا همان بازی را با ترامپ بکند، اما این استراتژی با مجموعه‌ای از دشواری‌ها همراه است.»

او گفت: «نتانیاهو نیز انتظارات خود را دارد و به نظر می‌رسد که ترامپ نتواند بین فشار سعودی‌ها برای تشکیل دولت فلسطینی به‌عنوان پیش‌شرطی برای عادی‌سازی روابط و مخالفت قاطع نتانیاهو با این مسئله، تعادل برقرار کند.»

علی‌خان گفت: «با وجود اینکه روابط بین این دو همچنان مستحکم است، پادشاهی سعودی به وضوح عزم خود را اعلام کرده است: آن‌ها به‌طور منفعلانه خواسته‌های ایالات متحده را نمی‌پذیرند. بلکه بر لزوم پذیرش محترمانه واقعیت‌های جدید منطقه‌ای، که دیگر خواسته‌های یک‌جانبه آمریکا را تحمل نمی‌کنند، تأکید دارند.»