به گزارش اکوایران، چرخش دونالد ترامپ برای بهبود روابط با ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهور روسیه، سوالات جدیدی را درباره آینده روابط پیچیده اما استراتژیک روسیه با ایران به وجود آورده است.

در حالی که تماس‌های جدید ایالات متحده و روسیه بیشتر بر یافتن راه‌حلی برای جنگ در اوکراین متمرکز بوده، کاخ سفید همچنین از کرملین به‌دلیل نقش تأثیرگذاری که در خاورمیانه دارد، کمک خواسته است.

به نوشته نیوزویک، روسیه یکی از طرف‌های کلیدی توافق هسته‌ای ایران در سال 2015 بود و آمادگی خود را برای بررسی احیای دیپلماسی میان واشنگتن و تهران اعلام کرده است.

ترامپ نیز پیشنهاد مذاکرات برای توافقی جدید را مطرح کرده که به ادعای او به ایران امکان دهد «به‌طور مسالمت‌آمیز رشد کند و شکوفا شود»، و احتمال اقدام نظامی علیه برنامه هسته‌ای آن را کم دانسته است. با این حال، تاریخچه خصومت ترامپ با تهران و بازگشت کمپین «فشار حداکثری» از طریق تحریم‌ها، روسیه را دچار عدم‌اطمینان کرده است.

آندری باکلانوف، متخصص خاورمیانه که پیش‌تر به‌عنوان سفیر روسیه در عربستان سعودی فعالیت کرده گفت: «روسیه آماده است تا در حل مسئله پرونده هسته‌ای ایران، روابط آن با ایالات متحده و برخی از همسایگانش در منطقه کمک کند». با این حال، او افزود: «برای بیان صریح‌تر، ما هنوز تحت تأثیر اقدامات یک‌جانبه آمریکا قرار داریم که برجام را نابود کرد، توافقی که با تلاش‌های عظیم، از جمله تلاش‌های دیپلماتیک روسیه و جامعه متخصصان، توسعه یافته بود.»

برای روسیه، رویکرد فعلی «صبر و مشاهده» است تا ببیند ترامپ در تلاش برای تنظیم مجدد رویکرد ایالات متحده به منطقه به کجا خواهد رسید. باکلانوف در این‌باره گفت: «امروز، ما عمدتاً علاقه‌مند به درک ماهیت خط‌مشی جدید رئیس‌جمهور ترامپ هستیم، اگر این خط‌مشی واقعاً با رویکرد قبلی او تفاوت داشته باشد.»

تضمینی وجود ندارد

ایران و روسیه در تاریخ 17 ژانویه، تنها سه روز پیش از آغاز به کار ترامپ، پیمان 20 ساله «توافق جامع مشارکت استراتژیک» خود را نهایی کردند. این توافق سال‌ها در حال تدوین بود و نخستین پیمان بزرگ میان دو کشور از سال 2001 به شمار می‌رود، اما به‌طور مشخص فاقد تضمین‌های امنیتی متقابل بود.

ایران روسیه

آندری باکلانوف در این‌باره گفت: «این مفاد بسیار با دقت و احتیاط تنظیم شده‌اند» و به بخشی از توافق اشاره کرد که بیان می‌کند: «اگر یکی از طرف‌های قرارداد مورد تجاوز قرار گیرد، طرف دیگر نباید هیچ‌گونه کمک نظامی یا دیگری به مهاجم ارائه دهد که به ادامه تجاوز کمک کند.» او اضافه کرد که توافق همچنین تصریح می‌کند که «طرف‌ها اجازه نمی‌دهند از سرزمین‌های آن‌ها برای حمایت از جنبش‌های جدایی‌طلب و سایر اقداماتی که تهدیدی برای ثبات و تمامیت ارضی طرف دیگر است، استفاده شود.»

در این زمینه، این پیمان با «پیمان مشارکت استراتژیک جامع» دیگری که روسیه در ژوئن با کره‌شمالی گذشته امضا کرد، تفاوت دارد. این توافق تصریح می‌کند که هر طرف در صورت «قرار گرفتن طرف دیگر در وضعیت جنگ به‌وسیله حمله مسلحانه، بدون تأخیر تمامی کمک‌های نظامی و دیگر کمک‌ها را با تمام امکانات موجود خود ارائه دهد.»

باکلانوف گفت: «به نظر می‌رسد که در شرایط امروز، مقایسه روابط دوجانبه با کشورهای دیگر، مانند کره‌شمالی، اشتباه باشد. هر مورد به‌شدت متفاوت است و به تفاوت‌ها در جایگاه هر کشور در سیستم روابط بین‌المللی و منطقه‌ای، و حتی به تفاوت‌های حکومت‌های هر طرف مرتبط است.»

او در ادامه گفت: «ما تضمین‌های امنیتی در منطقه را در تقویت همکاری‌های نظامی با یک کشور خاص یا گروهی از کشورها نمی‌بینیم، بلکه در ایجاد یک سیستم امنیت جمعی متوازن منطقه‌ای با حمایت خارجی احتمالی، مثلاً از سوی روسیه و ایالات متحده، می‌بینیم. اما این نیازمند گذار به روابط جدید و طبیعی میان مسکو و واشنگتن است.»

ایران و کره‌شمالی در طول جنگ سه‌ساله اوکراین روابط نظامی و دفاعی خود را با روسیه گسترش داده‌اند. 

در حالی که روش‌هایی که مسکو از طریق آن‌ها کمک‌های دریافتی از پیونگ‌یانگ را جبران کرده هنوز روشن نیست، روسیه به ایران هواپیماهای آموزشی ارائه داده و گزارش‌ها حاکی از آن است که قرار است جنگنده‌های پیشرفته سوخو Su-35 چندمنظوره به ایران فروخته شوند. تامین مورد انتظار این جنگنده‌ها می‌تواند در وضعیت فعلی منطقه بسیار مهم باشد.

اما به‌دلیل اختلافاتی که سال‌ها در حال پرورش بوده‌اند و اخیراً در پی یک بحران دیگر به سطح بالاتری رسیده‌اند، همکاری تسلیحاتی و مسیر کلی روابط ایران و روسیه در معرض خطر قرار دارد.

سال‌ها قبل از جنگ اوکراین، روسیه و ایران اولین بار ظرفیت خود برای همکاری نظامی را در جنگ داخلی سوریه که در سال 2011 آغاز شد، به نمایش گذاشتند. دو طرف برای بیش از یک دهه کمک‌های خود را به بشار اسد، رئیس‌جمهور سوریه، برای مقابله با گروه‌های شورشی و جهادی هماهنگ می‌کردند، اما همواره برای نفوذ در دمشق رقابت می‌کردند و در نهایت، عملیات در اوکراین برای روسیه اولویت پیدا کرد.

برخی در ایران روسیه را مسئول سقوط حکومت اسد به دست اسلامگرایان سنی در دسامبر می‌دانند.

ترکیه سوریه

جواد حیران‌نیا، مدیر مطالعات خلیج فارس در مرکز تحقیقات علمی و مطالعات استراتژیک خاورمیانه در تهران، به نیوزویک گفت: «همکاری بین تهران و مسکو باعث حفظ قدرت بشار اسد شد. با تغییر شرایط ژئوپولیتیکی و آغاز جنگ اوکراین، روسیه به ترکیه نزدیک شد و بدون ایران با ترکیه به توافقی در مورد استقرار نیروهای اسلام‌گرا تحت حمایت آنکارا در غرب ادلب رسید». او این را «بزرگ‌ترین ضربه به محور مقاومت مورد حمایت ایران» دانست، ائتلافی که به‌عنوان بخش اصلی عمق استراتژیک و بازدارندگی تهران در برابر اسرائیل در خاورمیانه عمل کرده است. او گفت که حتی برخی تندروها هم سقوط بشار اسد را به روسیه نسبت داده و از مسکو انتقاد کرده‌اند که اجازه نداد ایران به حکومت بشار اسد کمک کند.

فشار برای صلح

حیران‌نیا گفت که اکنون روسیه احتمالاً نسبت به درخواست‌های ترامپ برای کاهش روابط خود با ایران «کاملاً بی‌تفاوت» نخواهد بود. در واقع، به نظر می‌رسد که روسیه ایران را به سمت دیپلماسی هدایت می‌کند تا از از دست دادن یک شریک کلیدی به دلیل وقوع جنگی وسیع‌تر که منطقه را به آشوب عمیق‌تری فرو خواهد برد و منافع روسیه را بیشتر تحت تأثیر قرار خواهد داد، اجتناب کند.

حیران‌نیا گفت: «روسیه می‌داند که تهدید نظامی ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران، اگر اجرا شود، می‌تواند برخلاف منافع روسیه باشد و تغییرات عمیق‌تر مخالف منافع ژئوپولیتیکی و ایدئولوژیک روسیه خواهد بود». او در ادامه گفت: «بنابراین، روسیه سعی دارد ایران را مجبور به نشستن در میز مذاکره کند و از وقوع جنگ جلوگیری کند.»

حتی برخی ادعا می‌کنند که این اختلافات بین دو شریک در سفر اخیر سرگئی لاوروف، وزیر امور خارجه روسیه، به تهران نمایان شد. در یک نمایش دیگر از اختلافات، تنها یک روز قبل از سفر لاوروف، ایران تصمیم گرفت به‌جای رای منفی به یک قطعنامه مجمع عمومی سازمان ملل که روسیه را به‌عنوان مهاجم جنگ اوکراین معرفی می‌کرد، از رأی‌گیری خودداری کند. حتی ایالات متحده و اسرائیل نیز به همراه روسیه، کره‌شمالی و دیگر کشورها علیه این قطعنامه رأی دادند.

مجمع عمومی سازمان ملل

این جو نادر ژئوپولیتیکی ممکن است برای چشم‌اندازهای ایران در دریافت تسلیحات پیشرفته روسی خبر خوبی نباشد.

حیران‌نیا گفت: «به نظر نمی‌رسد که در شرایط کنونی، وقتی روابط روسیه با ایالات متحده در حال بهبود است و تنش‌ها با اسرائیل احتمالاً کاهش می‌یابد، مسکو بخواهد این روابط را با ارسال تسلیحات پیشرفته به ایران به خطر بیندازد. حتی در میانه درگیری ایران و اسرائیل و با وجود کمک‌های نظامی ایران به روسیه، مسکو از ارائه جنگنده‌های Su-35 به ایران خودداری کرد.»

او ادامه داد: «به نظر می‌رسد که "دولت عمیق" در ایران نیز از سطح حمایت روسیه آگاه شده است. با این حال، از آنجا که همواره روابط با روسیه را استراتژیک خوانده‌اند، کمتر از بی‌تفاوتی مسکو به تهران صحبت می‌کنند. با توجه به وضعیت فعلی روابط روسیه و آمریکا، به نظر نمی‌رسد که روسیه بخواهد تسلیحاتی به ایران بدهد که ایالات متحده و اسرائیل را خشمگین کند.» او افزود: «چنین اقدامی همچنین به روابط روسیه با کشورهای عربی خلیج فارس نیز آسیب می‌زند.»

یک «عصر طلایی»

با این حال، در حالی که روابط ایالات متحده و روسیه دچار تغییرات چشمگیری شده است، پوتین ممکن است در نهایت راهی پیدا کند تا نقشی سازنده در بازگرداندن مذاکرات هسته‌ای به مسیر درست ایفا کند.

اندرو کوریبکو، تحلیلگر سیاسی آمریکایی مستقر در مسکو، از هم‌گرایی کنونی میان ترامپ و پوتین به‌عنوان «یک عادی‌سازی جدید در روابط» یاد کرد، وضعیتی که در آن هر دو طرف انگیزه دارند تا در مورد مسائل مختلف، از جمله مسأله هسته‌ای ایران، گفتگو کنند.

کوریبکو گفت: «مسأله هسته‌ای ایران برای هر دو طرف اهمیت دارد اما به اشکال مختلف: روسیه نگران اقداماتی است که اگر ایران با یک توافق هسته‌ای جدید موافقت نکند، ایالات متحده و اسرائیل انجام خواهند داد، که می‌تواند به بی‌ثباتی در حاشیه جنوبی روسیه منجر شود، در حالی که ایالات متحده [مدعیند که] نگران توسعه سلاح‌های هسته‌ای هستند. اگر آن‌ها به یک توافق صلح‌آمیز در اوکراین برسند، به‌ویژه اگر منجر به همکاری استراتژیک در منابعی مانند گاز قطب شمال و مواد معدنی نادر شود، هرکدام از آن‌ها منافع خود را در کمک به دیگری خواهند داشت.»

آمریکا روسیه

او افزود: «برای این منظور، روسیه می‌تواند آنچه را از تعامل با ترامپ 2.0 آموخته، با ایران به اشتراک بگذارد، یعنی جهان‌بینی کاملاً متفاوت دولت جدید ترامپ در مقایسه با دولت پیشین. با توجه به اعتماد بین روسیه و ایران در سطح رهبری، همراه با حل و فصل صلح‌آمیز بحران اوکراین که منجر به «تنش‌زدایی جدید» میان روسیه و ایالات متحده شود، ایران احتمالاً از این موضوع استقبال خواهد کرد.»

یکی دیگر از بازیگران احتمالی در آماده‌سازی برای مذاکرات ایالات متحده و ایران، رئیس‌جمهور ایران، مسعود پزشکیان است. در این میان موضع مسکو ممکن است مفید باشد چرا که وزیر امور خارجه ایران، عباس عراقچی، سه‌شنبه درباره مشورت‌های مستمر با چین و روسیه در این زمینه صحبت کرد.

چین، از سوی دیگر، به‌دلیل رشد اقتصادی، قدرت نظامی، نفوذ دیپلماتیک و توانایی‌های فناوری خود به‌عنوان اصلی‌ترین رقیب جایگاه ابرقدرتی ایالات متحده شناخته می‌شود.

همانند ایران، ترامپ در دوره دوم ریاست‌جمهوری خود رویکردی عملگرایانه‌تر به جمهوری خلق چین نشان داده است. در عین حال، او آماده است تا برای به دست آوردن موقعیت بهتر ایالات متحده در رقابت ژئوپولیتیکی گسترده‌تر که پیامدهایی برای مسکو، تهران و بسیاری دیگر خواهد داشت، فشار بیاورد.

کوریبکو گفت: «اگر مذاکرات چین و ایالات متحده طولانی شود، که حتی ممکن است به رقابتی جهانی مشابه رقابت شوروی-ایالات متحده پس از جنگ جهانی دوم تبدیل شود، برای روسیه و ایران بهتر خواهد بود که توافقات خود را با ایالات متحده به دست آورند، چون در این صورت می‌توانند بین هر دو اردوگاه تعادل برقرار کنند.»

او افزود: «همین وضعیت برای هند نیز صدق می‌کند، که هنوز چین را به‌عنوان شریک تجاری اصلی خود می‌شناسد. این سه کشور می‌توانند برای به حداکثر رساندن نفوذ جمعی خود همکاری کنند.»

هند، ایران و روسیه در حال حاضر تا حدی در پروژه‌هایی مانند کریدور حمل‌ونقل بین‌المللی شمال-جنوب همکاری دارند، و دهلی‌نو به‌طور مداوم از تحریم‌های ایالات متحده علیه مسکو و تهران سرپیچی کرده است. در حالی که هند به دنبال روابط نزدیک‌تر با ایالات متحده است، این قدرت در حال رشد آسیای جنوبی همچنین از پیوستن به ائتلاف‌های نظامی خودداری کرده و به مجموعه‌ای متنوع از روابط منطقه‌ای و جهانی، به‌ویژه شراکت دیرینه خود با روسیه، متعهد است.

کوریبکو استدلال می‌کند که این می‌تواند ظهور یک «جنبش غیرمتعهد جدید» باشد، احیای مجدد گروه 120 عضوی که در طول جنگ سرد قرن بیستم تصمیم گرفت از هیچ‌کدام از دو طرف را حمایت نکند. او گفت: «این "جنبش غیرمتعهد جدید" می‌تواند کمک کند تا تعادل قدرت جهانی و نفوذ اقتصادی بین دو ابرقدرت حفظ شود.»

کوریبکو در پایان گفت: «در این حین، روسیه، ایران و هند، به‌عنوان شرکای چین که تا آن زمان توافقات خود را با ایالات متحده نیز به دست آورده‌اند، در موقعیتی عالی خواهند بود. این می‌تواند به نوبه خود، عصر طلایی‌ای را که ترامپ خواهان آن است، بشارت دهد.»