به گزارش اکوایران، دولت پکن که تایوان را بخشی از خاک خود تلقی میکند و دولت مستقر در تایپه را به رسمیت نمیشناسد، انواع گزینهها را برای محاصره و در نهایت تصرف این جزیره در اختیار دارد که لزوماً یک جنگ کلاسیک آبی-خاکی و تصرف فوری جزیره نیستند؛ درمقابل، تایوان میکوشد با برگزاری رزمایشهایی گزینههای خود برای مقابله با چنین سناریوهایی ارتقاء ببخشد.
رزمایش آمادگی تایوان برای مقابله احتمالی با چین
به گزارش خبرگزاری رویترز، لای چینگته، رئیسجمهور جمهوری چین (تایوان)، در قالب بخشی از رزمایشهای سالانه جنگی این کشور، شبانه با سوار شدن در قسمت عقب یک نفربر زرهی به یک مرکز فرماندهی منتقل شد؛ رزمایشی که هدف آن نمایش چگونگی ادامه فعالیت دولت در صورت وقوع جنگ است.
تایوان روز چهارشنبه رزمایشهای هان کوانگ را آغاز کرد. این رزمایشها که ۱۰ روز ادامه خواهند داشت، با هدف تقویت آمادگیها در صورتی برگزار میشوند که چین که جزیره دموکراتیک تایوان را بخشی از قلمرو خود میداند، روزی تهدید خود را مبنی بر تصرف این جزیره، در صورت لزوم با توسل به زور، عملی کند.
دفتر ریاستجمهوری تایوان روز پنجشنبه اعلام کرد که لای و گروهی از مقامهای ارشد دولت، شامگاه گذشته به یک مرکز فرماندهی منتقل شدند و تصاویری منتشر کرد که او را با جلیقه ضدگلوله و کلاه ایمنی، در حال سوار شدن به قسمت عقب یک نفربر زرهی نشان میدهد.
نگرانی از بریده شدن سر اژدهای کوچک
این نخستین بار است که لای که در سال ۲۰۲۴ به ریاستجمهوری رسید، در قالب رئیسجمهور در طرحی موسوم به «وان چون» (Wan Chun)، به معنای «وزن عظیم»، شرکت میکند. این طرح که انتقال رهبر تایوان به مکانی امن در زمان جنگ یا سایر بحرانها را پیشبینی میکند، به دوران اوج جنگ سرد بازمیگردد؛ زمانی که چیانگ کایشک، رئیسجمهور وقت، همواره از حمله رقیب اصلی خود، مائو تسهتونگ، بیم داشت.

سربازان در جریان رزمایش نظامی سالانه هان کوانگ در تایپه، تایوان، در تاریخ ۶ آگوست ۲۰۲۶، از کنار یک خودروی نظامی استتارشده عبور میکنند/عکس از خبرگزاری رویترز
چیانگ و دولت جمهوری چین در سال ۱۹۴۹، پس از آنکه کمونیستهای تحت رهبری مائو در جنگ داخلی پیروز شدند و جمهوری خلق چین را تأسیس کردند، به تایوان گریختند. از آن زمان تاکنون هیچ قرارداد آتشبس یا پیمان صلحی میان دو طرف امضا نشده است.
دولت تایوان، که ادعای حاکمیت پکن بر این جزیره را رد میکند، مدتهاست نگران آن است که چین در صورت وقوع جنگ، برای حذف رئیسجمهور و دیگر مقامهای ارشد، یک عملیات موسوم به «قطع سر» (Decapitation Strike) اجرا کند.
در سال ۲۰۲۳، رسانههای دولتی چین اعلام کرده بودند که یکی از سناریوهای رزمایشهای نظامی این کشور در اطراف تایوان، اجرای حملات دقیق برای یک «عملیات سرزنی» بوده است.
وزارت دفاع تایوان روز پنجشنبه در بیانیهای اعلام کرد که این رزمایشها با استفاده از سناریوهای پیوسته و واقعگرایانه برگزار میشوند تا توان یگانها برای واکنش در شرایط واقعی نبرد ارتقا یابد. این وزارتخانه افزود محورهای اصلی آموزش شامل عملیات مقابله با محاصره دریایی، حملات ساحلی، حفاظت از اهداف حیاتی و پشتیبانی همهجانبه جامعه است؛ مفهومی که به تلاش دولت برای آمادهسازی گستردهتر شهروندان در برابر هرگونه درگیری احتمالی اشاره دارد.
هفته آینده، تایوان برای نخستین بار بهطور عمدی سرعت اینترنت همراه را کاهش خواهد داد تا آزمایش کند شهروندان در شرایطی که پهنای باند محدود شود، از بلایای طبیعی گرفته تا حمله احتمالی چین، چگونه با یکدیگر ارتباط برقرار خواهند کرد.
ارتش چین که تاکنون درباره این رزمایشها اظهار نظری نکرده، تقریباً بهصورت روزانه در اطراف تایوان فعالیت نظامی انجام میدهد. وزارت دفاع تایوان اعلام کرد که روز چهارشنبه ۱۴ فروند هواپیمای نظامی و ۹ فروند شناور جنگی چین را در اطراف جزیره شناسایی کرده است.
پکن، لای را یک «جداییطلب» میخواند و پیشنهادهای مکرر او برای گفتوگو را رد کرده است. لای نیز تأکید دارد که تنها مردم تایوان حق دارند درباره آینده خود تصمیم بگیرند.
گزینههای پکن برای تصرف تایوان
نشریه فارن افیرز در گزارشی به انواع گزینههای نظامی میپردازد که احتمال دارد دولت پکن برای ضمیمه کردن تایوان از آنها استفاده کند:
تحلیلگران معمولاً گزینههای اقدام نظامی چین علیه تایوان را در سه دسته طبقهبندی میکنند: نخست، تهاجم برای تصرف مستقیم جزیره؛ دوم، «حمله مشترک آتش» که در آن شهرها و نهادهای سیاسی تایوان بمباران میشوند تا با ایجاد وحشت در میان غیرنظامیان، آنها را به تسلیم وادار کند؛ و سوم، محاصره دریایی برای به زانو درآوردن تایوان از طریق قطع جریان تجارت و تدارکات.

رئیسجمهور تایوان، لای چینگده، در جریان بازدید از مؤسسه ملی علوم و فناوری چونگشان در شهر تایچونگ، به توضیحات درباره پهپاد Mighty Hornet IV گوش میدهد. این بازدید با هدف بررسی پیشرفتهای تایوان در حوزه فناوری پهپادها انجام شد. ۱۷ ژوئیه ۲۰۲۶/عکس از خبرگزاری رویترز
هر سه گزینه، مأموریتهایی بسیار پیچیده و پرهزینه برای چین هستند که مستلزم مصرف حجم عظیمی از تجهیزات نظامی بوده و به تلفات انسانی و خسارات گسترده منجر خواهند شد. محاصره دریایی همچنین این خطر را در پی دارد که چین ناچار شود به کشتیهای تجاری کشورهای دیگر حمله کند؛ موضوعی که احتمال درگیری مستقیم را با قدرتهای بینالمللی، از جمله ایالات متحده، افزایش میدهد.
بااینحال، بسیاری از تحلیلگران معتقدند که محاصره دریایی از میان این سه گزینه، جذابترین سناریو برای پکن است، زیرا چین را از روبهرو شدن مستقیم با خطوط دفاعی آماده تایوان بینیاز میکند و بر نقاط ضعف این جزیره، بهویژه وابستگی شدید آن به تجارت بینالمللی، تکیه دارد. با وجود این، محاصره سنتی نیز خطر تشدید درگیری را به همراه دارد و هزینههای نظامی سنگینی بر چین تحمیل میکند.
اما چین گزینهای دارد که کمتر مورد توجه قرار گرفته و میتواند تقریباً همان نتایج یک محاصره سنتی را با هزینهای بسیار کمتر برای پکن به همراه داشته باشد. این گزینه، «محاصره با آتش» است؛ یعنی یک کارزار حملات موشکی که بهطور خاص زیرساختهای بندری تایوان را هدف قرار دهد.
چنین حملهای، برخلاف تهاجم یا حمله مشترک آتش، نبردهای گسترده را به قلب شهرهای تایوان نمیکشاند. همچنین مانند محاصره سنتی، کشتیهای کشورهای ثالث را در معرض خطر قرار نمیدهد. از آنجا که این راهبرد تنها به تعداد محدودی موشک برای هدف قرار دادن مجموعهای محدود از اهداف در بنادر تایوان نیاز دارد، چین مجبور نخواهد بود حلقه محاصرهای پیرامون جزیره ایجاد کند و نیروی دریایی خود را نیز در معرض آتش موشکهای دفاعی تایوان قرار نخواهد داد.
در چارچوب «محاصره با آتش»، کشتیهای تجاری بینالمللی همچنان میتوانند در اطراف جزیره تردد کنند؛ بنابراین کشورهایی مانند ژاپن و کره جنوبی قادر خواهند بود بخش عمده تجارت خود را تقریباً بدون اختلال ادامه دهند. کشتیها حتی میتوانند به سوی تایوان حرکت کنند، اما به دلیل آسیب شدید بنادر، امکان بارگیری یا تخلیه کالا را نخواهند داشت.
مدلهای شبیهسازی چنین حملاتی نشان میدهد که چین میتواند تنها با استفاده از چند صد موشک بالستیک، تجارت تایوان را بهشدت مختل کرده و این اختلال را برای مدت طولانی حفظ کند.
تجارت جهانی ناگزیر خواهد بود خود را با هر نوع محاصرهای علیه تایوان تطبیق دهد. در واقع، آسیب اقتصادی غیرمستقیمی که سایر کشورها از «محاصره با آتش» متحمل خواهند شد، تقریباً با محاصره سنتی تفاوتی ندارد. تفاوت اصلی این است که در محاصره با آتش، چین مستقیماً به کشتیهای غیرتایوانی حمله نمیکند.
در این سناریو، تخریب تنها متوجه داراییهای تایوان خواهد بود و این امر به پکن کمک میکند استدلال کند که عملیات صرفاً یک مسئله داخلی بوده است؛ موضوعی که کار قدرتهای خارجی را برای توجیه مداخله دشوارتر میکند.
در مجموع، محاصره با آتش استفادهای بسیار کارآمد از توان نظامی چین به شمار میرود. با توجه به محدود بودن تعداد اهداف، ارتش چین قادر خواهد بود بخش عمده توان رزمی خود، از جمله بیشتر زرادخانه موشکیاش، را برای بازدارندگی در برابر ایالات متحده و دیگر کشورهایی که ممکن است به کمک تایوان بیایند، حفظ کند.
قطع مسیر کمکرسانی
هرگونه اقدام نظامی پکن علیه تایوان، چه محاصره سنتی و چه گزینههای دیگر، با خطرات فراوان همراه است. اگر رهبران چین تصمیم به آغاز جنگ بگیرند، انگیزه زیادی خواهند داشت که راهبردهایی را برگزینند که واکنشهای منفی را به حداقل برساند. هرچند محاصره سنتی نسبت به تهاجم کمتر تنشزا تلقی میشود، اما همچنان مشکلات مهمی برای پکن ایجاد میکند.

لای چینگده از یک پایگاه نظامی بازدید میکند. در زمینه عکس تصویری از چیانگ کای شک دیده میشود/عکس از شاتراستوک
برای اجرای یک محاصره سنتی، چین احتمالاً ناچار خواهد شد از سلاحهای خود استفاده کند. اگرچه ناوگان شبهنظامی دریایی چین بهطور منظم قایقهای کوچک ماهیگیری کشورهای دیگر را آزار میدهد، اما کشتیهای کانتینربر و فلهبر که ستون فقرات تجارت تایوان هستند، بسیار بزرگتر از شناورهای شبهنظامی چیناند.
این کشتیهای عظیم تجاری دلیلی برای تبعیت از درخواست چین جهت تغییر مسیر خود نخواهند داشت. دریانوردان از قانونی غیررسمی به نام «قانون تناژ ناخالص» پیروی میکنند؛ یعنی کشتیهای کوچک باید راه را برای کشتیهای بزرگ باز کنند، زیرا در صورت برخورد، کشتیهای غولپیکر تقریباً متوجه برخورد نیز نخواهند شد.
در نتیجه، همانگونه که نیروی دریایی آمریکا برای حفظ محاصره ایران ناچار بود گهگاه به روی کشتیها آتش بگشاید، چین نیز احتمالاً برای متوقف کردن کشتیهایی که مصمم به حرکت به سوی بنادر تایوان هستند، ناچار به تیراندازی خواهد شد. در چنین شرایطی، چین آخرین فرصت روشن برای جلوگیری از تبدیل بحران به جنگی تمامعیار را در اختیار خواهد داشت.
همانگونه که اقتصاددان آمریکایی، توماس شلینگ، دههها پیش استدلال کرده بود، کشوری که آخرین فرصت را برای جلوگیری از تشدید بحران در اختیار دارد، اغلب در چنین بحرانهایی بازنده میشود.
در صورت اجرای محاصره سنتی، چین عملاً از همان ابتدا وارد جنگ با تایوان شده است، زیرا هر محاصرهای بهطور ذاتی اقدامی جنگی محسوب میشود؛ اما اقداماتی که برای اجرای چنین محاصرهای لازم است، خطر گسترش جنگ فراتر از تایوان را نیز در پی دارد، زیرا تهدید کشتیهای غیرتایوانی نهتنها ایالات متحده و دیگر کشورها را برای حفاظت از کشتیرانی خود به مداخله ترغیب میکند، بلکه اهداف مشخصی را نیز برای پاسخ متقابل در اختیار آنها قرار میدهد.
از این رو، مداخله قدرتهای خارجی، بهویژه آمریکا، در برابر یک محاصره سنتی نسبتاً آسانتر از دیگر اشکال اجبار نظامی خواهد بود، زیرا آنها میتوانند صرفاً کشتیهای مهاجم چینی را هدف قرار دهند، بدون آنکه ناچار شوند مستقیماً به خاک اصلی چین حمله کنند.
بنابراین، محاصره سنتی تقریباً بهطور اجتنابناپذیر به یک درگیری داغ تبدیل خواهد شد؛ درگیریای که پاسخ دادن به آن برای مخالفان چین نسبتاً آسان است.
محاصره با آتش؛ گزینهای کمهزینهتر برای پکن
اما «محاصره با آتش» میتواند بدون آن معایب، همان هدف محاصره سنتی را محقق کند.
در پژوهش خود، ما مجموعهای از شبیهسازیها را اجرا کردیم که عملیات بنادر تایوان، چگونگی اختلال ناشی از حملات موشکی چین و اقداماتی را که تایوان میتواند برای دفاع از این بنادر انجام دهد، مدلسازی میکرد. نتایج نشان میدهند که چین با شلیک کمتر از ۵۰۰ موشک طی ۱۰۰ روز میتواند واردات تایوان را به حدود ۱۵ درصد از سطح متوسط آن در دوران صلح کاهش دهد.

چنگ لیوِن، رئیس حزب کومینتانگ (KMT)، بزرگترین حزب مخالف تایوان، در ۱۰ آوریل ۲۰۲۶ در تالار بزرگ خلق در پکن با شی جینپینگ، رئیسجمهور چین، دست میدهد/عکس از CIT
پکن در این سناریو نیازی نخواهد داشت که کشتیهای تجاری عازم تایوان را بهطور فعال رهگیری و متوقف کند؛ در نتیجه احتمال رویارویی مستقیم با قدرتهای خارجی نیز بسیار کمتر خواهد بود.
چین همچنین میتواند مطمئن باشد که احتمال اصابت تصادفی موشکها به کشتیهای خارجی هنگام پهلوگیری در بندر بسیار اندک است و تعداد کمی از موشکها نیز خارج از محدوده بنادر تایوان فرود خواهند آمد؛ موضوعی که خطر آسیب به غیرنظامیان را کاهش میدهد.
به همین دلایل، محاصره با آتش ممکن است برای رهبران چین نسبت به سایر گزینههای نظامی علیه تایوان پذیرفتنیتر باشد؛ هرچند محاصره با آتش شامل یک کارزار حملات موشکی است، اما صرفاً شکل دیگری از «حمله مشترک آتش» محسوب نمیشود.
تفاوت اصلی در نوع اهداف است. در محاصره با آتش، همانند محاصره سنتی، آسیب اصلی از طریق کمبود کالا و افزایش قیمتها به تایوان وارد میشود، نه از طریق آتشسوزیهای گسترده در شهرهای بزرگ این کشور.
هر نوع محاصرهای به تایوان فرصت میدهد پیش از تحمل هزینههای بسیار سنگین، تصمیم به تسلیم یا پذیرش خواستههای طرف مقابل بگیرد.
برخلاف حمله مشترک آتش که پیامدهای آن برگشتناپذیر است، ساختمانهای ویرانشده، نابودی نهادهای حکومتی و کشته شدن غیرنظامیان، محاصره با آتش به مردم و رهبران تایوان اجازه میدهد پیش از آنکه رنج ناشی از کمبودها به اوج برسد، روند آن را مشاهده کنند. چین حتی ممکن است وعده دهد که اگر تایوان شرایط پکن را بپذیرد، به سرعت کمکهای بشردوستانه را به این جزیره ارسال خواهد کرد؛ اقدامی که میتواند انگیزه بیشتری برای تسلیم سریع تایوان ایجاد کند.
سازگار شوید و دوام بیاورید
برای بازدارندگی در برابر محاصره با آتش، بدیهیترین اقدام تایوان تقویت سامانههای دفاع موشکی است؛ اما هرچند دفاع موشکی بیشک بخشی از بهترین راهبرد دفاعی تایوان خواهد بود، تبدیل کردن آن به ستون اصلی دفاع، راهبردی شکستخورده است.

کانتینرها و تجهیزات در بندر کیلونگ، تایوان، در تاریخ ۷ اوت ۲۰۲۵ قرار دارند/عکس از خبرگزاری رویترز
سامانههای مدرن دفاع موشکی هر روز کارآمدتر میشوند، اما همزمان بسیار پرهزینه هستند. هزینه هر موشک رهگیر اندکی بیشتر از هزینه هر موشک بالستیکی است که برای رهگیری آن طراحی شده است. افزون بر این، نیروهای مدافع معمولاً باید برای هر موشک مهاجم بیش از یک رهگیر شلیک کنند تا احتمال موفقیت رهگیری بالا برود.
در نتیجه، تایوان در رقابت هزینهای با چین بر سر موشکهای بالستیک کوتاهبرد بازنده خواهد بود. حتی اگر ایالات متحده نیز از تلاشهای دفاعی تایوان حمایت کند، باز هم هر دو کشور برای همگام شدن با ظرفیتهای موشکی چین با دشواری روبهرو خواهند شد.
تایوان همچنین اگر بخواهد با تهدید به حملات متقابل موشکی علیه بنادر چین، محاصره با آتش را بازدارندگی کند، با مشکلات مشابهی مواجه خواهد شد. برخلاف تایوان، چین منابع داخلی فراوانی در اختیار دارد، از طریق مرزهای زمینی میتواند واردات خود را ادامه دهد، حتی اگر تجارت دریاییاش مختل شود و همچنین بنادر متعددی دارد که خارج از برد موشکهای تایوان قرار گرفتهاند.
بنابراین، توانایی چین برای وارد کردن خسارت به تایوان بسیار فراتر از توان متقابل تایوان است.
البته متحدان تایوان میتوانند بنادر دوردست چین را که خارج از برد موشکهای تایوان هستند هدف قرار دهند، اما چنین اقدامی به معنای تشدیدی بسیار خطرناک علیه یک قدرت هستهای خواهد بود و همچنان مزیت منابع گسترده چین را از بین نخواهد برد.
در نتیجه، بهترین امید تایوان برای بازدارندگی و دفاع در برابر محاصره با آتش، آماده شدن برای بقا در شرایط محاصره است. تایوان شاید اقلام ضروری، از جمله قطعات و مصالح مورد نیاز برای تعمیر زیرساختهای بندری، را انبار کند. همچنین تایوان و شرکای مایل به همکاری با آن چهبسا رزمایشهایی برگزار کنند که بهطور خاص بر آمادهسازی بنادر برای فعالیت در شرایط بحرانی و تمرین کاهش خسارات و تعمیر سریع تأسیسات آسیبدیده متمرکز باشد.
این تمرینها میتواند از تجربه کشورهایی الهام بگیرد که در گذشته زیرساختهای بندری آنها هدف حملات هوایی قرار گرفته است؛ از جمله آلمان و بریتانیا در جنگ جهانی دوم، ویتنام شمالی در جنگ ویتنام و اوکراین در جنگ با روسیه.
فراتر از چارچوبهای متعارف
در نهایت، بزرگترین مانع بر سر راه اجرای محاصره با آتش از سوی چین این است که هر نوع محاصرهای ذاتاً دشوار است. تجربه تاریخی، از هر دو جنگ جهانی گرفته تا دههها تحریم کوبا توسط آمریکا و همچنین جنگهای معاصر در اوکراین و دریای سرخ، نشان میدهد که اقتصادهای هدف بهتدریج خود را با شرایط وفق میدهند.

دیدار مائو و چیانگکای شک پیش از آغاز جنگ داخلی/عکس در مالکیت عمومی
آنها راههایی برای ادامه تجارت، علیرغم محاصره، پیدا میکنند و از منابع داخلیای بهره میگیرند که شاید در شرایط عادی مورد استفاده قرار نگیرند، اما در زمان بحران به کمک آنها میآید.
افزون بر این، هرچند محاصره میتواند کمبودها و محرومیتهای شدیدی ایجاد کند، اما دولتهای مدرن و جوامع ملیگرای آنها معمولاً پیش از آنکه حاضر به دادن امتیازهای سیاسی بزرگ شوند، توان تحمل رنج قابلتوجهی را دارند.
حتی بدون تجاوز نظامی چین نیز، مردم تایوان بیش از پیش خود را «تایوانی» میدانند و به نظر نمیرسد مایل باشند تجربه هنگکنگ و پذیرش حاکمیت چین را تکرار کنند. اکثریت مردم تایوان حفظ وضعیت موجود را ترجیح میدهند و هرگونه اقدام نظامی چین احتمالاً با برانگیختن احساسات ملیگرایانه، مقاومت آنها را بیش از پیش تقویت خواهد کرد.
بااینحال، رهبران چین نیز تحت فشارهای سیاسی خاص خود قرار دارند و ممکن است نسبت به روند نوسازی و تقویت ارتش این کشور بیش از حد خوشبین باشند. رهبرانی که به این باور برسند که از طریق نوآوری یا برتری نظامی قادر به موفقیت در حمله هستند، گاهی تصمیم میگیرند که دست به اقدام بزنند؛ یا ممکن است در لحظهای بحرانی و تحت فشار، قمار کنند.
از آنجا که محاصره با آتش خطرات نظامی و سیاسی اقدام علیه تایوان را کاهش میدهد، احتمال قابلتوجهی وجود دارد که اگر رهبران چین به این نتیجه برسند که اقدام نظامی ضروری است، این گزینه را انتخاب کنند.