اکوایران: با ورود آتش‌بس ایران و آمریکا به روز بیست‌وهشتم و همزمان با تشدید تنش‌ها در تنگه هرمز و کشیده شدن پای امارات به این بحران، علی بیگدلی، کارشناس مسائل بین‌الملل در گفت‌وگو با اکوایران تأکید کرد که این گذرگاه راهبردی به یکی از اصلی‌ترین ابزارهای فشار متقابل میان تهران و واشنگتن تبدیل شده و ادامه وضعیت کنونی می‌تواند پیامدهای گسترده اقتصادی، امنیتی و نظامی به همراه داشته باشد.

به گزارش اکوایران، آتش‌بس میان ایران و آمریکا وارد روز بیست‌وهشتم شده است؛ با این حال، تحولات ۲۴ ساعت گذشته نشان می‌دهد این توافق بیش از هر زمان دیگری شکننده و در معرض فرسایش قرار دارد. روز گذشته، تنش‌ها در تنگه هرمز بار دیگر به اوج رسید؛ نقطه‌ای که نه‌تنها نشانه‌هایی از تشدید درگیری‌های میدانی در آن مشاهده شد، بلکه دامنه بحران نیز از سطح یک تقابل دوجانبه فراتر رفت و پای بازیگران منطقه‌ای، به‌ویژه امارات متحده عربی، را نیز به‌طور مستقیم به میان کشید.

ورود مستقیم امارات به متن بحران، سطح تنش‌ها را از یک رویارویی محدود به یک بحران منطقه‌ای گسترده‌تر ارتقا داده است؛ وضعیتی که می‌تواند معادلات امنیتی خلیج فارس را با تغییرات جدی مواجه کند.

در همین چارچوب، تقابل روایت‌ها میان تهران و واشنگتن نیز شدت گرفته است؛ هر طرف با ارائه تفسیری متفاوت از تحولات میدانی، تلاش دارد روایت خود از واقعیت بحران را تثبیت کند. این شکاف عمیق در روایت‌ها، در کنار افزایش اقدامات نظامی و امنیتی، بیش از پیش بر نبود یک چارچوب مشترک برای مدیریت تنش‌ها تأکید می‌کند.

 بیگدلی: وضعیت کنونی قابل تداوم نیست

در چنین شرایطی، علی بیگدلی، کارشناس مسائل بین‌الملل، در گفت‌وگو با اکوایران به بررسی ابعاد ژئوپلیتیک تنگه هرمز، پیامدهای ادامه وضعیت کنونی و سناریوهای پیش‌روی ایران و آمریکا در سایه آتش‌بس شکننده پرداخته است.

علی بیگدلی

بیگدلی در تحلیلی درباره وضعیت تنگه هرمز و پیامدهای تنش‌های اخیر، تأکید کرد که این گذرگاه راهبردی در ماه‌های اخیر به یکی از مهم‌ترین ابزارهای فشار متقابل در روابط جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده تبدیل شده و ادامه وضعیت کنونی می‌تواند پیامدهای اقتصادی و امنیتی گسترده‌ای به همراه داشته باشد.

این کارشناس مسائل بین‌الملل با اشاره به نقش تنگه هرمز در معادلات اقتصادی کشور گفت: استفاده از این مسیر به‌عنوان ابزار فشار، در صورت تداوم، می‌تواند به اقتصاد کشور آسیب‌های جدی وارد کند و ابهامات و چالش‌های جدیدی در عرصه بین‌المللی ایجاد کند.

به گفته او، در چنین شرایطی، ایران با توجه به شرایط موجود، حاضر به اتخاذ تصمیمات سخت خواهد بود، اما این مسیر می‌تواند واکنش‌های بین‌المللی، به‌ویژه از سوی ایالات متحده و متحدانش را به دنبال داشته باشد؛ به‌خصوص اینکه پای امارات، به عنوان یکی از متحدین عربی آمریکا، نیز به وسط کشیده شده و آنطور که رسانه‌ها اعلام کردند، بنادر و کشتی‌هایش توسط نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران مورد هدف قرار گرفتند.

بیگدلی در ادامه گفت: در روزهای اخیر حتی برخی کشتی‌های آمریکایی از این تنگه عبور کرده‌اند و این موضوع می‌تواند نشانه‌ای از تلاش برای کاهش تنش یا نمایش حسن نیت تلقی شود، اما در عین حال وضعیت کنونی قابل تداوم نیست و بسته نگه داشتن یا محدودسازی تنگه هرمز نمی‌تواند در بلندمدت ادامه یابد.

این کارشناس بین‌الملل هشدار داد که تداوم تنش‌ها در این منطقه حساس ممکن است زمینه‌ساز شکل‌گیری یک درگیری نظامی جدید شود؛ درگیری‌ای که به گفته او می‌تواند به‌مراتب پیچیده‌تر و خطرناک‌تر از درگیری‌های پیشین باشد.

او تأکید کرد که جامعه ایران در شرایط فعلی، تاب‌آوری محدودی در برابر یک جنگ جدید دارد و وقوع درگیری مجدد می‌تواند پیامدهای امنیتی، اقتصادی و حتی اجتماعی گسترده‌ای به همراه داشته باشد.

بیگدلی همچنین با اشاره به احتمال افزایش تنش‌های هدفمند، از جمله حملات یا ترورهای موردی، اظهار کرد که چنین شرایطی می‌تواند فضای کشور را از نظر فکری و اقتصادی دچار آشفتگی بیشتری کند.

او در ادامه بر ضرورت اتخاذ یک راهبرد دقیق و «استراتژی نرم و ظریف» در قبال تنگه هرمز تأکید کرد و گفت: ایران در شرایطی قرار دارد که از یک‌سو تمایلی به از دست دادن این ابزار راهبردی ندارد و از سوی دیگر باید از افزایش سطح تنش‌ها جلوگیری کند. به گفته او، این تنگه در حال حاضر یکی از مهم‌ترین اهرم‌های فشار در برابر ایالات متحده محسوب می‌شود.

این کارشناس مسائل بین‌الملل همچنین با اشاره به وضعیت منطقه‌ای ایران افزود: کشور در محیطی پرتنش و پیرامونی از رقبا و مخالفان قرار دارد و روابط با برخی کشورهای همسایه و شرقی، از جمله پاکستان، نیز با چالش‌هایی همراه شده است. او تأکید کرد که تقویت همکاری‌های منطقه‌ای و حفظ شبکه روابط دیپلماتیک می‌تواند در کاهش فشارها مؤثر باشد.

بیگدلی در پایان تاکید کرد: ایستادن در یک نقطه و عدم تحرک در سیاست خارجی، نمی‌تواند منافع کشور را تأمین کند و در شرایط کنونی، فعال‌سازی مسیرهای دیپلماتیک و تنوع‌بخشی به روابط منطقه‌ای یک ضرورت راهبردی است.