رکود اقتصادی ناشی از کرونا موجب شد تا بانکهای مرکزی با هدف حمایت از اقشار آسیبپذیر و صنایع، سیاستهای تسهیل اعتباری را پیگیری کنند و آثار این سیاستها بعد از فروکش کردن کرونا پدیدار شد. وقتی که تورم در اقتصادهای غربی روندی صعودی گرفت و انتقادهای زیادی را بین مردم و فعالان اقتصادی نسبت به دولت و بانکهای مرکزی برانگیخت.
اینجا بود که بار دیگر موضوع تورم به هسته اصلی بحثهای سیاستگذاری پولی در بانکهای مرکزی مبدل شد و تمام هم و غم نهادهای پولی به کنترل و کاهش تورم معطوف شد. حتما به خاطر دارید که فدرال رزرو چندین مرتبه نرخ بهره را افزایش داد تا افسار تورم در اقتصاد آمریکا را بکشد.
رد و بدل شدن نظرات اقتصاددانان و کارشناسان درباره تورم در اقتصادهای غربی بعد از افزایش تورم در اقتصادهای دنیا طوری است که میتواند منبع مناسبی برای درس گرفتن سیاستمداران و سیاستگذاران اقتصادی و پولی کشور خودمان نیز باشد. آن هم در موقعیتی که تورم نقطه به نقطه اقتصاد کشور در مرز 90 درصد قرار گرفته و هشدارها در مورد خطر نزدیک شدن به وضعیت ابرتورمی شدت گرفته است. از همینرو در این گزارش قصد داریم به ذکر نکات یادداشتی بپردازیم که توسط اقتصاددانی انگلیسی به نام تیم کانگدان تهیه شده و به این موضوع میپردازد آیا پولگرایی درحال بازگشت است؟
نادیدهگرفتهشدن در جکسون هول
در گردهماییهای اخیر بانکهای مرکزی، مانند سمپوزیوم جکسون هول، چالشهای سیاست پولی بر موضوعاتی مانند فینتک و نظامهای پرداخت متمرکز بودهاند، در حالی که تقریبا هیچ توجهی به پولگرایی نمیشود؛ این وضعیت تضاد آشکاری با سال ۱۹۷۸ دارد، زمانی که پولگرایی در بحبوحه تورم شدید، بر مباحث و گفتوگوها غالب بود. از طرف دیگر با وجود تورم بالا و در زمانی که تورم قیمت مصرفکننده در بیشتر اقتصادهای پیشرفته طی سالهای ۲۰۲۲ و ۲۰۲۳ به ۱۰ درصد یا بیشتر رسید، اقتصاددانان جریان اصلی همچنان بهطور واکنشی پولگرایی را رد کردهاند.
همچنین در آغاز همهگیری کووید-۱۹، اقتصاددانان جریان اصلی به اشتباه پیشبینی کردند که تضعیف تقاضا موجب کاهش قیمتها خواهد شد و نتوانستند جهش تورمی پس از آن را پیشبینی کنند. اینها درحالی است که شتاب تورم بعد از ریخت و پاش دولتها و انبساط پولی با تاخیر در اقتصاد نمایان شد.
ظهور و افول پولگرایی
پولگرایی زمانی ضربه بزرگی از نظر اعتبار متحمل شد که میلتون فریدمن در سال ۱۹۸۳ پیشبینی کرد رشد سریع M1 موجب شتابگرفتن تورم خواهد شد؛ اما در مقابل، تورم تا سال ۱۹۸۶ بهشدت کاهش یافت و به ۱.۱ درصد رسید. این مکتب فکری در سالهای ۲۰۰۹ و ۲۰۱۰ نیز آسیب بیشتری دید؛ زمانی که پولگرایان آموزشدیده در دانشگاه شیکاگو پس از گسترش ترازنامه بانکهای مرکزی، تورم بالایی را پیشبینی کردند، اما تورم پایین باقی ماند.
تا دهه ۱۹۹۰، بانکهای مرکزی عمدتا هدفگذاری رشد حجم پول را کنار گذاشته و به سمت هدفگذاری تورم از طریق تعدیل نرخهای بهره حرکت کرده بودند.
چگونه کووید-۱۹ پولگرایی را احیا کرد
در تابستان سال ۲۰۲۰، رشد گسترده عرضه پول در آمریکا به بالاترین نرخ خود از سال ۱۹۴۳ رسید، اما گزارشهای فدرال رزرو حتی اشارهای به شاخصهای عرضه پول نداشت. در این میان گروه کوچکی از اقتصاددانان، از جمله تیم کانگدان، رشد سریع حجم پول در سالهای ۲۰۲۰ و ۲۰۲۱ را دنبال کردند و بهدرستی هشدار دادند که پس از یک وقفه زمانی، جهش شدیدی در تورم رخ خواهد داد.
باوجود دقت پیشبینیهای پولگرایان درباره موج تورمی ناشی از همهگیری، بیشتر اقتصاددانان پژوهشی فدرال رزرو همچنان موج تورمی را بیشتر به شوکهای سمت عرضه نسبت میدهند تا انبساط پولی که به وقوع پیوست.
پولگرایی برای قرن بیستویکم
خطاهای تاریخی پولگرایان در پیشبینی، در اواسط دهه ۱۹۸۰ و سالهای ۲۰۰۹ و ۲۰۱۰، ناشی از اتکای آنها به معیارهای محدودی مانند M1 و پایه پولی بود. با اینحال پولگرایی مبتنی بر حجم پول گسترده در دهه ۲۰۲۰ عملکرد بسیار قابل اتکایی داشت؛ بهگونهای که هم جهش تورم و هم فرود ملایم آن، ارتباط نزدیکی با روندهای حجم پول گسترده داشتند.
برای آنکه پولگرایی همچنان مرتبط و کاربردی باقی بماند، باید از چارچوب اولیه میلتون فریدمن فراتر رود، بر شاخصهای گسترده حجم پول تمرکز کند و توضیح دهد که خلق اعتبار توسط بانکهای تجاری چگونه بر تقاضای کل، تولید و قیمت داراییها اثر میگذارد.