لیبرالیسم و انقلاب فرانسه
این مقاله در چهاردهم ژوئیه ۲۰۱۴ در سایت موسسهی کیتو منتشر شده است.
این مقاله در چهاردهم ژوئیه ۲۰۱۴ در سایت موسسهی کیتو منتشر شده است.
تصمیم به خریدن یا نخریدن یک کالای خاص، یک ارزیابی ذهنی محسوب میشود. در واقع برخی گمان میکنند از آنجایی که خرید کالا به هیچ هدف خاصی مرتبط نیست، پس ماهیتی تصادفی دارد. بنابراین، فرد کالایی را خریداری میکند زیرا مقیاس ترجیحات برای او تصمیم گرفته است که این کار را انجام دهد.
مفهوم ذهن گروهی توسط نویسندگان جمعگرایی ابداع شد که هدفشان توضیح رویدادهای تاریخی با ارجاع به گروههایی بود که آن رویدادها نسبتی با آنها داشته است. نویسندگان جمعگرا در اشتیاق خود برای حذف هرگونه اشاره به افراد و رویدادهای فردی از تاریخ، به یک ساختار وهمآلود، یعنی ذهن گروهی یا ذهن اجتماعی متوسل شدند.
از نظر لودویگ فون میزس، نئولیبرالها -در مقایسه با سوسیالیستهای متعصب- نسبتاً لیبرال بودند، اما مداخلهگرایانی بودند که از بانکداری مرکزی و دولت بوروکراتیک و نظارتی حمایت میکردند.
خبر خوب اینکه هر هفت گناه اقتصادی از علتی مشترک نشأت میگیرند. و آن علت «تورم پولی»ای است که برونزا و قابل پاکسازی از جامعه است.
در قسمت قبل ۴ گناه کبیره اقتصادی را خواندیم، در این گزارش به سراغ سه گناه بعدی میرویم.
خبر خوب اینکه هر هفت گناه اقتصادی از علتی مشترک نشأت میگیرند. و آن علت «تورم پولی»ای است که برونزا و قابل پاکسازی از جامعه است.