تصمیمگیری عقلایی و تفکر حاشیهای از مفاهیم کلیدی اقتصاد هستند که نحوه انتخاب افراد و بنگاهها را توضیح میدهند. مصرفکنندگان بر اساس مطلوبیت نهایی تصمیم میگیرند؛ به طوری که لذت هر واحد اضافی از یک کالا نسبت به واحد قبلی کاهش مییابد.
این منطق در تصمیمات روزمره مانند مصرف بستنی یا تخصیص زمان بین درس و فراغت قابل مشاهده است. بنگاهها نیز با مقایسه منفعت و هزینه نهایی، میزان تولید و قیمتگذاری را تعیین میکنند.
تفکر حاشیهای پدیدههای ظاهراً متناقضی مانند ارزانی آب در مقابل گرانی الماس را نیز توجیه میکند؛ زیرا ارزش کالاها به منفعت نهایی آنها بستگی دارد نه ارزش کلی.
اصل اساسی این است که یک فرد یا بنگاه عقلایی تنها زمانی اقدام میکند که منفعت نهایی از هزینه نهایی بیشتر باشه و این شیوه تفکر به تصمیمگیری بهتر در زندگی و کسبوکار کمک میکند.