نویسندگان با استفاده از دو ابزار شناسایی شوک (تغییرات دمایی برای تمایز تقاضا و اخبار عرضه مانند تصمیمات اوپک و خرابی خطوط لوله برای تمایز عرضه) نشان میدهند که تقاضای گاز نسبت به عرضه، انعطافپذیری کمتری دارد. به عبارت دیگر، با اختلال در عرضه، قیمت گاز به شدت نوسان میکند، اما شوکهای تقاضا اثر محدودتری بر قیمتها دارد.
برخورد منطقهای این پژوهش نیز جالب است؛ در منطقه یورو، شوکهای عرضه گاز منجر به تورم شدیدتر میشود و این تأثیر به دلیل موجودیها و نوسانات بازارهای مالی، تشدید میشود. پیشبینیها و نااطمینانی آینده، نقش کلیدی در انتقال این شوکها به رفتارهای بازار بازی میکند.
در مقابل، ایالات متحده به دلیل تنوع منابع انرژی و امنیت عرضه، آسیب کمتری میبیند. اثر کوتاهمدتها در هر اقتصاد، با شدت متفاوتی به زنجیره تولید منتقل میشود و صنایع پرمصرف انرژی بیشترین ضرر را تجربه میکنند، که گاهی منجر به رکود پایدار در برخی کشورها مانند آلمان میشود.
نتیجهگیری روشن این است: ساختار اقتصاد ملی و طراحی سیاستهای انرژی تعیینکننده شدت و مسیر انتقال شوکهای گازی است و هرچه این سازوکارها بهبود یابد، اثرات منفی کاهش مییابد.