به گزارش اکوایران، در بحبوحه تشدید بحرانهای امنیتی در غرب آسیا و شاخ آفریقا و همزمان با افزایش اختلافات راهبردی میان عربستان و امارات، نشانهها از شکلگیری یک همراستایی تازه میان قاهره و ریاض حکایت دارد؛ همراستاییای که اگرچه هنوز در قالب یک ائتلاف رسمی اعلام نشده، اما در عمل بهصورت هماهنگی امنیتی و سیاسی در پروندههایی چون سودان، یمن و سومالی بروز یافته است. این رویکرد مشترک، که بر مقابله با تجزیه دولتها، مهار بازیگران غیردولتی مسلح و حفاظت از امنیت دریای سرخ استوار است، بیانگر تلاش مصر و عربستان برای ترسیم خطوط قرمز جدید و اجرای فعال آنها در منطقهای است که بیثباتی آن میتواند پیامدهای مستقیم و بلندمدتی برای امنیت ملی هر دو کشور به همراه داشته باشد.
تهدیدهای مشترک و پیمانهای جدید
به نوشته العربی الجدید، در سایه پیامدهای سیاسی اختلاف میان ابوظبی و ریاض به نظر میرسد قاهره و ریاض در حال ایجاد همراستایی منطقهای تازهای هستند؛ همراستاییای که نه بر پایه اعلام رسمی یک ائتلاف، بلکه بر اساس اقدامات هماهنگ و درک مشترک از خطوط قرمز امنیت ملی شکل گرفته است.
اگرچه هیچیک از دو کشور بهطور علنی از تشکیل یک اتحاد رسمی سخن نگفتهاند، اما اقدامات هماهنگ آنها بهروشنی از یک تفاهم ضمنی و تعهد مشترک برای دفاع از خطوط قرمز حیاتی امنیت ملی حکایت دارد. چه در یمن، چه در سودان و چه در سومالی، مناطقی که فروپاشی دولتها، جنگهای نیابتی و فعالیت گروههای مسلح غیردولتی ثبات گسترده جهان عرب را تهدید میکند، به نظر میرسد مصر و عربستان بهطور فزایندهای در حال همسو کردن راهبردهای خود هستند.
این رویکرد بهطور ضمنی در اظهارات عبدالفتاح السیسی رئیسجمهور مصر، در اواخر ژانویه بیان شد. او اعلام کرد که مصر قاطعانه هرگونه تجزیه کشورهای منطقه را رد میکند؛ از جمله تلاشها برای جدا کردن سرزمینها، ایجاد موجودیتهای موازی یا تشکیل شبهنظامیانی که خارج از چارچوب ارتشهای ملی و نهادهای رسمی دولتی فعالیت میکنند.
اولویتهای مشترک کشورهای ساحلی دریای سرخ
به گفته اسلام منسی، تحلیلگر سیاسی مصری، قاهره اجرای اقدامات ملموس میدانی را برای تأثیرگذاری بر تحولات کشورهای منطقه بهویژه سودان و سومالی آغاز کرده و در این راستا بهطور مستقیم از ارتشهای ملی آنها حمایت میکند. او به العربی الجدید گفت: «این حمایت با هدف حفاظت از منافع اساسی امنیت ملی مصر، حفظ ثبات منطقهای گستردهتر و صیانت از اولویتهای مشترک کشورهای ساحلی دریای سرخ انجام میشود».
از نگاه مصر، تقویت نهادهای مشروع دولتی بهویژه ارتشهای ملی در این مناطق بحرانزده همسایه، یک ضرورت راهبردی است. به باور منسی، «با توانمندسازی این ارتشها، قاهره میکوشد از تجزیه کشورها جلوگیری کند و مانع شکلگیری فضاهای بیحکومتی شود؛ فضاهایی که میتوانند به پناهگاه گروههای افراطی یا نیروهای نیابتی خارجی تبدیل شوند».
در سودان، گزارشها حاکی از آن است که قاهره اجرای «خطوط قرمز» دیرینه خود را تشدید کرده و با انجام حملات هوایی، مسیرهای تأمین نیروهای شبهنظامی نیروهای پشتیبانی سریع RSF بهویژه مسیرهایی که از جنوب لیبی عبور میکنند را هدف قرار داده است. حملات ۹ ژانویه ظاهراً بخشی از یک الگوی عملیات پنهان اما تکرارشونده بوده که هدف آن مختل کردن جریان تسلیحات، سوخت و پشتیبانی لجستیکی است که گفته میشود از طریق خاک لیبی تسهیل میشود. این تحرکات نظامی همزمان با نشانههایی از آمادگی گستردهتر مصر برای تقویت ارتش سودان (SAF) صورت میگیرد. از جمله این نشانهها میتوان به ارتقای یک پایگاه هوایی نظامی در نزدیکی مرز مشترک مصر با سودان و لیبی اشاره کرد که حاکی از احتمال درگیر شدن مستقیمتر قاهره در جنگ داخلی سودان است.
از شعار تا اراده عملی
اقدامات نظامی مصر در سودان تنها چند هفته پس از آن انجام شد که السیسی در دیدار با عبدالفتاح البرهان، فرمانده ارتش سودان، در قاهره، به پیمان دفاع مشترک سال ۱۹۷۶ میان دو کشور استناد کرد. در آن دیدار، رئیسجمهور مصر بهصراحت بر حق کشورش برای اتخاذ «هر اقدامی که لازم بداند» جهت حفاظت از امنیت ملی خود در برابر تشدید جنگ داخلی و خطر تجزیه سودان تأکید کرد. این موضع قاطع، در همین حال، بازتابدهنده رویکرد عربستان در جنوب یمن است؛ جایی که ریاض بهطور فعال با شورای انتقالی جنوب (STC) مقابله کرده است. از جمله اقدامات برجسته عربستان در میان موارد متعدد دیگر میتوان به حملات هوایی به محمولههای تسلیحاتی ارسالشده برای STC در بندر المکلا در شرق یمن در اواخر دسامبر ۲۰۲۵ اشاره کرد.

تحلیلگران بر این باورند که قاهره و ریاض اکنون بهطور پنهانی در چندین نقطه بحرانی هماهنگ عمل میکنند تا از امنیت ملی خود دفاع کرده و از فروپاشی بیشتر دولتهای شکننده منطقه جلوگیری کنند. عمر سیف قائد، تحلیلگر سیاسی سعودی، به العربی الجدید گفت: «دو پایتخت در راهبردهای خود برای جلوگیری از تجزیه کشورهای منطقه همراستایی نزدیکی دارند.» او افزود که مصر و عربستان بر این باور راسخاند که فروپاشی کشورهایی مانند سودان، یمن و سومالی تهدیدهای مستقیم و شدیدی برای امنیت آنها ایجاد خواهد کرد. به گفته قائد، این موضع مشترک بازتاب درک راهبردی آنها از این واقعیت است که بیثباتی و فروپاشی دولتها در کشورهای همسایه یا پیرامونی، محدود و محصور باقی نمیماند.
در سومالی، مصر و عربستان بهطور فزایندهای در حال هماهنگی برای تقویت دولت فدرال هستند تا به حفظ تمامیت ارضی این کشور و مقابله با گروه الشباب، شاخه القاعده که همچنان کنترل بخشهای وسیعی از کشور را به چالش میکشد کمک کنند. این حمایت در مقطعی حساس صورت میگیرد؛ چرا که سومالی با خطرات جدی تجزیه روبهروست، از جمله احتمال جدایی «سومالیلند» که در دسامبر سال گذشته از سوی اسرائیل به رسمیت شناخته شد. این اقدام نگرانیها را در موگادیشو و در میان قدرتهای منطقهای درباره ازهمپاشیدن وحدت سومالی تشدید کرده است.
اجرای عملی خطوط قرمز
در همین حال، مصر با تلاشهای عربستان در یمن برای حفاظت از امنیت دریایی دریای سرخ و مقابله با پویشهای جداییطلبانه که این آبراههای راهبردی مشترک را تهدید میکنند، همسو شده است؛ و عربستان نیز از موضع مصر در سودان برای حفاظت از همین کریدور حیاتی دریایی حمایت میکند. این الگو به سومالی نیز گسترش یافته است؛ جایی که دو کشور از طریق توافقهای امنیتی-نظامی نوظهور و فشارهای دیپلماتیک، برای تقویت اقتدار دولت مرکزی در موگادیشو هماهنگ عمل میکنند.
بهموازات این روند، هماهنگی نوظهور مصر و عربستان در سومالی نیز همان هدف کلان را دنبال میکند: جلوگیری از اثرات سرریزی که میتواند دریای سرخ و خلیج عدن را بیثبات کند. یکی از نگرانیهای اصلی دو کشور، تعمیق روابط سومالیلند با اسرائیل است؛ موضوعی که زنگ خطر را درباره احتمال ایجاد یک حضور دریایی یا نظامی اسرائیل در امتداد سواحل راهبردی سومالیلند، در نزدیکی ورودی خلیج عدن، به صدا درآورده است حضوری که میتواند به اسرائیل امکان نظارت یا اعمال نفوذ بر یکی از حیاتیترین گلوگاههای دریایی جهان را بدهد.
پروژه اسرائیلی با لباس ابوظبی
در حالی که مصر همراستایی خود با عربستان را تعمیق میبخشد، بهطور فزایندهای در برابر یک قدرت اقتصادی بزرگ و متحد دیرینه یعنی امارات قرار میگیرد. ابوظبی بازیگری کلیدی در درگیریهای منطقهای است که مصر و عربستان در آنها برای حفظ تمامیت ارضی و اقتدار دولتهای مرکزی فعالانه تلاش میکنند.
در یمن، امارات از شورای انتقالی جنوب حمایت میکند. در سودان هم، ابوظبی بهطور گسترده متهم است که از نیروهای پشتیبانی سریع پشتیبانی میکند. در سومالی نیز، برداشتهایی از همسویی با اسرائیل، به سوءظنهایی دامن زده که سیاستهای امارات بهطور غیرمستقیم گرایشهای جداییطلبانه در شاخ آفریقا را تقویت میکند. این همگرایی میان منافع ابوظبی و اسرائیل، بهتندی از سوی یک مفسر سعودی چنین توصیف شد: «یک پروژه اسرائیلی با لباس ابوظبی.»
قاهره بر لبه تیغ
با این حال، مخالفت مصر با این پویشهای مورد حمایت امارات، قاهره را در موقعیتی حساس قرار میدهد. تحلیلگران در پایتخت مصر میگویند که قاهره، در حالی که از منافع حیاتی امنیت ملی و ژئوپلیتیکی خود مانند ثبات دریای سرخ، امنیت آب نیل و تمامیت مرزی دفاع میکند، باید با دقت عمل کند تا متحد اقتصادی کلیدی خود یعنی امارات را از خود نراند.
در سالهای اخیر، امارات دهها میلیارد دلار سرمایهگذاری در اقتصاد مصر انجام داده است؛ از جمله پروژه شاخص ۳۵ میلیارد دلاری «رأسالحکمه» و گسترشهای کنونی در بخشهای حیاتی مانند بنادر، زیرساختها و تملک داراییهای دولتی. این سرمایهگذاریها برای کشوری که با چالشهای مزمن مالی روبهروست، شریانهای حیاتی اقتصادی فراهم کرده و امارات را به شریکی تبدیل کرده است که قاهره بهسادگی نمیتواند از دست بدهد.
به گفته تحلیلگران، این وضعیت نشاندهنده خط باریکی است که مصر ناگزیر به حرکت بر روی آن است. اسلام منسی گفت مصر تاکنون توانسته است بدون به خطر انداختن روابط حیاتی خود با امارات، از اولویتهای راهبردیاش حفاظت کند. او توضیح داد: «مصر در حفاظت از اولویتهای راهبردی خود به موفقیتهای قابلتوجهی دست یافته، در حالی که روابط قوی خود با امارات را حفظ کرده است.» وی افزود: «اگرچه اختلافهای واقعی و معتبری میان قاهره و ابوظبی وجود دارد، اما هر دو پایتخت توانایی روشنی برای مهار و مدیریت این اختلافها نشان دادهاند و اطمینان حاصل کردهاند که روابط دوجانبه باثبات و محفوظ باقی بماند».