اکوایران: حملات اخیر ایالات متحده آمریکا و اسرائیل به ایران، اگرچه خسارت‌های مستقیم قابل توجهی به‌جا گذاشته، اما پیامدهای آن فراتر از میدان جنگ و در عرصه سیاست خارجی قابل بررسی است. کتایون ملکی، کارشناس سیاسی در یادداشتی به بررسی این موضوع پرداخته است.

حملات آمریکا و اسراییل به ایران خسارت‌های بسیاری را به کشور وارد کرده است. اما این تنها یک بعد از تاثیر جنگ است. جنگ و تبعات آن می‌تواند بر سیاست خارجی نیز اثرگذار باشد. در این بین ادامه جنگ یا آتش‌بس می‌تواند به منافع روسیه در ایران نیز آسیب زند، هرچند احتمال دست کشیدن کرملین از تهران کم است. این را می‌توان در تاریخ سیاست خارجی ایران نیز به خوبی مشاهده کرد.

درواقع جنگ ایران پیامدهایی را برای روسیه به همراه دارد که این پیامدها به مدت زمان و شدت بحران و همچنین سیاست‌های ایران بستگی دارد. این پیامدها را می‌توان در دو بخش کوتاه‌مدت و بلندمدت بررسی کرد. در کوتاه‌مدت به نظر می‌رسد روسیه از جنگ ایران منتفع شود. این موضوع با نگاهی به بازار انرژی قابل مشاهده است، زیرا افزایش قیمت‌های جهانی انرژی و تغییر مسیرهای عرضه در پی بحران، درآمدهای این کشور از بخش انرژی را تقویت می‌کند.

همچنین ادامه ناامنی در تنگه هرمز و رشد قیمت جهانی نفت و گاز نیز به نفع روسیه خواهد بود. در بعدی دیگر، توقف یا محدود شدن صادرات نفت ایران به چین  فرصتی برای کرملین ایجاد می‌کند تا سهم خود در این بازار را افزایش دهد؛ شرایطی که می‌تواند بخشی از کاهش خرید نفت از روسیه را جبران کند.

اما در صورت طولانی شدن جنگ و ورود به مرحله جنگ فرسایشی، بی شک منافع روسیه در ایران به خطر خواهد افتاد. اولین موضوع در جنگ طولانی مدت پروژه کریدور  شمال-جنوب است که روسیه را به اقیانوس هند متصل می‌کند. فراموش نکنیم اقتصاد روسیه در تحریم‌ها نیازمند مسیرهای جدید است که بخشی از این نیاز از طریق کریدور یاد شده تامین می‌شود. 

در کنار این پروژه، موضوع مهم دیگر «هاب گازی» روسیه در ایران، پروژه‌ای به ارزش ۴۰ میلیارد دلار برای سرمایه‌گذاری در صنعت گاز ایران است. این پروژه ترکیبی از چند طرح انرژی و ترانزیتی است. این همکاری برای هر دو کشور انگیزه‌های استراتژیکی دارد: ایران به دنبال تأمین کمبود گاز، جلوگیری از خاموشی‌های صنعتی، تبدیل شدن به هاب منطقه‌ای گاز از طریق صادرات مجدد، و درآمدزایی سالانه برآورد شده نیز حدود ۱۰ تا ۱۲ میلیارد دلار از ترانزیت و سوآپ گاز است.

در حالی که روسیه در پی یافتن بازارهای جایگزین پس از تحریم‌های غرب و بهره‌برداری از ظرفیت مازاد صادراتی خود است. اما بسیاری از پروژه‌های دیگر روسیه در ایران نیز  ممکن است با ادامه جنگ به پایان رسیده یا روند اجرای آن در هاله‌ای از ابهام قرار بگیرد، مانند همکاری شرکت دولتی روس اتم در ساخت واحدهای جدید نیروگاهی بوشهر و کمک به ساخت نیروگاه  حرارتی سیریک. در نتیجه طولانی شدن جنگ ایران می‌تواند سرمایه گذاری‌های روسیه در ایران را با چالش‌های جدی همراه کند.

اما از سویی دیگر مسکو روابط خود با تل آویو را هم حفظ کرده و در کنار آن به دنبال تخریب روابط خود با آمریکا هم نیست.  روابط روسیه با اسرائیل پس از فروپاشی شوروی و در سال 1991 برقرار شد. روابطی که در دوره پوتین به سمت همکاری عملگرایانه رفت. البته در سال 2018 و پس از سقوط هواپیمای نظامی  روسیه در سوریه، کرملین، اسرائیل را به طور غیر مستقیم مقصر دانست.

در جنگ 2023 روسیه با اکراین اما اسرائیل هرچند کمک های غیر نظامی به اکراین داشت اما از ارسال سلاح‌های سنگین به آن خودداری کرد. همچنین باید به این نکته اشاره داشت که جمعیت بزرگی از یهودیان روس تبار در اسراییل زندگی می‌کنند ( حدود 1 میلیون نفر) و در بعد تجاری نیز دو کشور در حوزه‌های فناوری، کشاورزی و انرژی همکاری دارند.

در حال حاضر نیز روابط روسیه و اسراییل  نه قطع شده و نه کاملا دوستانه است. درواقع هر دو طرف به دلایل امنیتی مجبور به تعامل با یکدیگر هستند. 

البته سیاست‌های روسیه از گذشته تا به امروز حاکی از آن است که شرایط به هر سمتی حرکت کند کرملین تلاش می‌کند تا از وضعیت به نفع خود استفده کند، هرچند همانطور که اشاره شد طولانی شدن جنگ می‌تواند منافع روسیه در ایران را به خطر اندازد.