عصر هوش مصنوعی بهشدت دارد واقعی میشود. چندان دور نیست که تأثیرات هوش مصنوعی بر سیاست، جنگ و کشورداری هنوز عمدتاً فرضی و نظری بود. امروز، این تأثیرات با شدت و سرعتی تکاندهنده در حال ظهورند.
عصر هوش مصنوعی دیگر یک سناریوی فرضی نیست. تا همین اواخر، تأثیر هوش مصنوعی بر سیاست، جنگ و کشورداری بیشتر موضوع گمانهزنی بود؛ اما تحولات اخیر نشان دادهاند که این فناوری با سرعتی چشمگیر وارد عرصههای واقعی قدرت شده است. آمریکا در عملیات نظامی خود علیه ونزوئلا و ایران از ابزارهای مبتنی بر هوش مصنوعی برای هدفگیری و جمعآوری اطلاعات استفاده کرده است. ظهور مدلهایی با قابلیتهای سایبری فرابشری و حتی نمونههایی از رفتارهای خودمختار و حملات سایبری پیچیده نیز نشان میدهد که مسئله دیگر صرفاً ظرفیتهای آینده هوش مصنوعی نیست، بلکه پیامدهای بالفعل آن است.
این تحولات همزمان با افزایش رقابت آمریکا و چین بر سر برتری فناورانه رخ میدهد. اگر هوش مصنوعی به همان اندازهای که برخی پیشبینی میکنند بهرهوری اقتصادی و توان نظامی را افزایش دهد، کشوری که فناوری آن را در سطح جهانی گسترش دهد، اهرم عظیمی برای اعمال قدرت بر دیگر کشورها خواهد داشت. از این منظر، رقابت بر سر هوش مصنوعی صرفاً یک رقابت اقتصادی یا فناورانه نیست؛ بلکه بخشی از رقابت بر سر نظم جهانی آینده است.
«نخستین جنگ هوش مصنوعی»
تلاش برای کسب برتری در هوش مصنوعی ادامه الگویی تاریخی است که بر اساس آن، قدرتهای مسلط جهان معمولاً در فناوریهای تعیینکننده عصر خود پیشتاز بودهاند. بریتانیا در قرن نوزدهم از فناوریهای انقلاب صنعتی برای ایجاد برتری جهانی استفاده کرد. آمریکا نیز در قرن بیستم با تسلط بر فناوریهایی مانند برقرسانی، ارتباطات و اینترنت، پایههای قدرت ابرقدرتی خود را تقویت کرد.
تصویرسازی از پنتاگون و هوش مصنوعی شرکت آنتروپیک برای مجله تایمز
امروز هوش مصنوعی میتواند فناوری تعیینکننده قرن بیستویکم باشد. خوشبینان معتقدند این فناوری میتواند بهرهوری را بهشدت افزایش دهد و در حوزههایی از رمزگشایی تا پزشکی دستاوردهای انقلابی ایجاد کند. در عرصه نظامی نیز هوش مصنوعی میتواند امکان حملات سایبری گسترده، استفاده هماهنگ از پهپادها، پردازش سریع اطلاعات و تصمیمگیری دقیقتر را فراهم کند.
جنگهای اخیر تصویری اولیه از این تحول ارائه کردهاند. هوش مصنوعی میتواند اطلاعات مربوط به اهداف را سریعتر پردازش کند، حملات موشکی و پهپادی را پیشبینی کند و استفاده از سامانههای بدون سرنشین را هماهنگ سازد. به همین دلیل، جنگ ایران و آمریکا را میتوان نمونهای از «نخستین جنگ هوش مصنوعی» دانست. از این پس، هر جنگ بزرگ احتمالاً تا حدی یک جنگ هوش مصنوعی نیز خواهد بود.
اگر هوش مصنوعی حتی بخشی از ظرفیت اقتصادی و نظامی پیشبینیشده خود را محقق کند، کشورهایی که در این فناوری عقب بمانند، نهتنها از نظر اقتصادی بلکه از نظر ژئوپولیتیکی نیز تضعیف خواهند شد. متحدان آنها ممکن است به فناوری قدرتهای رقیب وابسته شوند و در نتیجه، نفوذ سیاسی آنها کاهش یابد.
کنترل صادرات؛ راهی برای جبران عقبماندگی؟
دولت ترامپ برای حفظ برتری آمریکا، برنامهای گسترده را دنبال میکند. «برنامه اقدام هوش مصنوعی» دولت بر آزاد کردن ظرفیت شرکتهای پیشرو آمریکایی، کاهش مقررات، توسعه مراکز داده و شبکه انرژی، تقویت تولید تراشه و گسترش فناوری آمریکایی در سراسر جهان تأکید دارد. هدف نهایی این سیاست، حفظ «سلطه جهانی فناورانه» آمریکاست.
رباتهای انساننما در مرکز تولید شرکت X-Humanoid در مرکز نوآوری رباتهای انساننمای پکن در ۲۰ مارس ۲۰۲۶ در پکن، چین دیده میشوند/عکس از گتی ایمجز
این راهبرد همچنین شامل جذب سرمایهگذاری خارجی برای تولید تراشه، تقویت زنجیرههای تأمین نیمهرساناها و عرضه تراشههای پیشرفته آمریکایی به کشورهای شریک، از جمله عربستان سعودی و امارات متحده عربی، است. واشنگتن میکوشد از این طریق کشورهای دیگر را به اکوسیستم هوش مصنوعی آمریکا پیوند دهد.
همزمان، پنتاگون و جامعه اطلاعاتی آمریکا استفاده از هوش مصنوعی در حوزه امنیت ملی را سرعت بخشیدهاند. تجربه عملیات آمریکا در ایران و ونزوئلا نشان داده است که ارتش آمریکا در حال وارد کردن هوش مصنوعی به عملیات نظامی پیشرفته است. در اقیانوس آرام نیز آمریکا از هوش مصنوعی و سامانههای بدون سرنشین برای تقویت توان بازدارندگی در برابر چین استفاده میکند.
بخش مهمی از این برتری، ریشه در سیاستهای دولت بایدن دارد. از سال ۲۰۲۲، واشنگتن محدودیتهایی بر صادرات تراشههای پیشرفته به چین اعمال کرد تا مانع توسعه سریع تواناییهای هوش مصنوعی چین شود. این محدودیتها به آمریکا برتری قابلتوجهی در ظرفیت محاسباتی دادهاند و توسعه مدلهای پیشرفته در چین را دشوارتر کردهاند.
بااینحال، دولت ترامپ در مورد کنترل صادرات موضعی محتاطتر اتخاذ کرده است. تلاش برای کاهش تنش اقتصادی با چین و فروش برخی تراشههای پیشرفته به شرکتهای چینی، نگرانی مقامهای امنیت ملی آمریکا را برانگیخته است؛ زیرا ممکن است این فناوری در نهایت تواناییهای نظامی چین را تقویت کند.
چرا برتری آمریکا در معرض تهدید است؟
پنج چالش اصلی را برای راهبرد آمریکا وجود دارند:
ربات انساننمای Walker S شرکت UBTECH در جریان نمایشی که خط مونتاژ یک کارخانه را در منطقه توسعه اقتصادی-فناوری پکن در ۱۶ مه ۲۰۲۵ شبیهسازی میکند، اشیاء را برمیدارد/عکس از رویترز
نخست، فاصله آمریکا با چین در حال کاهش است. آمریکا هنوز در مدلهای پیشرفته برتری دارد، اما مدلهای جدید چینی پیشرفت قابلتوجهی نشان دادهاند؛ بنابراین فاصله میان دو کشور ممکن است دیگر به سالها نرسد و تنها چند ماه باشد.
دوم، مسئله انتشار فناوری است. رقابت هوش مصنوعی فقط درباره بهترین مدلهای جهان نیست؛ بلکه درباره این است که کدام کشور میتواند فناوری خود را با هزینه کمتر در اقتصاد جهانی منتشر کند. مدلهای آمریکایی اغلب قدرتمند اما گران هستند، درحالیکه بسیاری از مدلهای چینی با هزینهای بسیار کمتر و به شکل «وزن باز» عرضه میشوند.
این مسئله بهویژه در کشورهای جنوب جهانی اهمیت دارد. چین هوش مصنوعی خود را همراه با زیرساختهای فیزیکی و دیجیتال و گاه سامانههای نظارتی عرضه میکند. در کشورهای توسعهیافته نیز شرکتهایی که نمیخواهند هزینههای بالای مدلهای آمریکایی را بپردازند، ممکن است به مدلهای چینی روی بیاورند. در نتیجه، بخش بزرگی از اقتصاد جهان میتواند به فناوری چین وابسته شود.
سوم، سیاست کنترل صادرات آمریکا در حال تضعیف است. واکنش چین به تعرفههای آمریکا و استفاده از محدودیت صادرات عناصر نادر، واشنگتن را به سمت تنشزدایی اقتصادی سوق داده است. در همین حال، شکافهای موجود در نظام کنترل صادرات به برخی شرکتهای چینی اجازه داده است به تراشههای پیشرفته دسترسی پیدا کنند. اگر متحدان آمریکا نیز کنترلهای خود را کاهش دهند، اثربخشی راهبرد واشنگتن بیشتر تضعیف خواهد شد.
چهارم، مشکلات داخلی آمریکا است. نگرانی درباره بیکاری ناشی از هوش مصنوعی، حوادث احتمالی و خطرات امنیتی در حال افزایش است. مخالفت با ساخت مراکز داده نیز وارد عرصه سیاسی شده و حتی تهدیدهای خشونتآمیز علیه شرکتهای هوش مصنوعی افزایش یافته است. دولت ترامپ که ابتدا رویکردی بسیار آزادانه داشت، اکنون با فشارهایی برای مقررات بیشتر مواجه شده است.
این مسئله میتواند پیامد ژئوپولیتیکی نیز داشته باشد. اگر اختلافات داخلی سرعت توسعه هوش مصنوعی آمریکا را کاهش دهد، چین ممکن است به دلیل ساختار اقتدارگرای خود توان بیشتری برای تحمل یا سرکوب پیامدهای اجتماعی و اقتصادی این تحول داشته باشد.
پنجم، همبستگی متحدان آمریکا در حال فرسایش است. واشنگتن برای مقابله با چین به یک ائتلاف فناورانه میان دموکراسیها نیاز دارد، اما روابط آمریکا با اروپا دچار تنش شده است. نگرانی اروپا از فشار آمریکا و نگرانی متحدان از استفاده دولت ترامپ از نفوذ آمریکا علیه دوستانش میتواند به شکلگیری بلوکهای جداگانه منجر شود و جهان دموکراتیک را از هم پراکنده کند.
افزون بر این، خود زیرساخت جهانی هوش مصنوعی آسیبپذیر است. آمریکا برای تولید تراشههای پیشرفته به تایوان وابسته است؛ درحالیکه تایوان یکی از خطرناکترین نقاط جهان از نظر احتمال درگیری نظامی است. همزمان، جنگ ایران نشان داد که مراکز داده و زیرساختهای هوش مصنوعی در کشورهای خلیج فارس، بهویژه امارات، نیز میتوانند هدف حملات نظامی قرار گیرند.
ایمنی در برابر سرعت
هیچیک از این مشکلات راهحل سادهای ندارند. آمریکا امکان دارد میان سرعت نوآوری و ایمنی، و میان توسعه فناوری و پیامدهای اقتصادی و اجتماعی آن، تعادل برقرار کند؛ بااینحال، چند اقدام ضروری است. واشنگتن چهبسا کنترلهای صادراتی بر تراشههای پیشرفته را تقویت کند، خلأهای قانونی را ببندد و محدودیتهای بیشتری بر تجهیزات تولید تراشه اعمال کند؛ حتی اگر این اقدامات خطر افزایش دوباره تنش تجاری با چین را به همراه داشته باشد.
دونالد ترامپ پس از امضای یک فرمان اجرایی، خودکاری را به سریرام کریشنان، مشاور ارشد سیاستگذاری کاخ سفید در امور هوش مصنوعی، میدهد؛ این فرمان اجرایی توانایی ایالتها برای تنظیم مقررات هوش مصنوعی را محدود میکند؛ اقدامی که صنعت فناوری برای آن لابی کرده بود/عکس از گتی ایمجز
همزمان، آمریکا شاید برای کاهش وابستگی خود به چین در حوزههایی مانند عناصر نادر، مواد اولیه دارویی و تراشههای قدیمی، با متحدانش همکاری بیشتری کند.
آمریکا همچنین ممکن است فناوری هوش مصنوعی خود را در کشورهای متحد و بازارهای نوظهور بیشتر منتشر کند. ایجاد سازوکارهای سریع برای صادرات فناوری به متحدان و تأمین مالی زیرساختهای هوش مصنوعی در کشورهای در حال توسعه میتواند مانع از پر شدن این خلأ توسط چین شود. همزمان، همکاریهای فناورانه با عربستان سعودی و امارات میتواند با تدابیر امنیتی مناسب برای جلوگیری از انتقال فناوری حساس به چین همراه باشد.
این احتمال هم وجود دارد که واشنگتن ائتلاف دموکراتیک خود را تقویت کند و حتی در شرایط رقابت با چین، گفتوگویی محتاطانه درباره ایمنی هوش مصنوعی با پکن داشته باشد. در کنار این اقدامات، آمریکا شاید حمایت دیپلماتیک و نظامی خود از تایوان را افزایش دهد.
در داخل کشور آمریکا نیز دولت آن کشور این قابلیت را دارد که راهی برای کاهش هزینههای اجتماعی هوش مصنوعی پیدا کند؛ از جمله حمایت از افرادی که مشاغل خود را از دست میدهند و ارائه مشوق به شرکتهایی که استانداردهای ایمنی بالاتری رعایت میکنند.
در نهایت، یک «توافق بزرگ» میان دولت و صنعت هوش مصنوعی چه بسا ضروری تشخیص داده شود: دولت شاید زیرساخت و نیروی انسانی مورد نیاز صنعت را فراهم کند و شرکتهای هوش مصنوعی نیز در مقابل، به حفاظت از زیرساختهای آمریکا در برابر حملات سایبری و تأمین نیازهای امنیت ملی کمک کنند.
رقابت بر سر هوش مصنوعی اکنون به نقطهای تعیینکننده رسیده است. آینده قدرت جهانی آمریکا تا حد زیادی به این بستگی دارد که آیا دولت ترامپ میتواند میان آزاد گذاشتن نوآوری، کنترل خطرات، حفظ برتری در برابر چین و نگه داشتن متحدان خود تعادل برقرار کند یا نه. اگر آمریکا نتواند این مشکلات را مدیریت کند، برتری فناورانهای که امروز دارد ممکن است بهتدریج از میان برود و همراه با آن، بخشی از قدرت ژئوپولیتیکی آمریکا نیز تضعیف شود.
منبع: بلومبرگ