اکوایران در نظرسنجیای از اقتصاددانان و متخصصان حوزه انرژی، طرح سهگانه بنزینی دولت را به نقد گذاشت. در این قسمت نظر دکتر همایون فلکشاهی به مسئله بنزین مورد بررسی قرار گرفته است.
سوال پرسیده شده از کارشناسان
با توجه به اینکه میزان مصرف بنزین ۱۳۵ میلیون لیتر در روز و میزان تولید ۱۲۱ میلیون لیتر در روز است؛
روش اول: با قیمت فعلی تا میزان ۱۲۱ میلیون لیتر بنزین در پمپبنزینها توزیع شود و وقتی تمام شد، نازلها خاموش شود.
روش دوم: ۱۲۱ میلیون لیتر موجود با سهمیه و بدون افزایش قیمت بین خودروها تقسیم شود و رقم مازاد بر آن با قیمت آزاد فروخته شود؛ درست همان چیزی که قرار بود در کرمان اجرا شود.
روش سوم: از ۱۲۱ میلیونلیتر، ۳۰ میلیون به حملونقل عمومی تخصیص داده شود و ۹۱ میلیون لیتر باقیمانده بهجای خودروها به همهٔ مردم اختصاص داده شود.
به نظر شما کدام راهکار برای حل مسئله بنزین در ایران بهتر است؟ پیششرطهای اجرای آن چیست؟ دولت باید به چه نکاتی توجه کند و چگونه میتوان آسیبهای اجتماعی و اقتصادی این انتخاب را به حداقل رساند؟
نظر دکتر همایون فلکشاهی در موضوع بنزین
در یک ساختار اقتصادی متعارف و بهینه (نظیر ایالات متحده یا اتحادیه اروپا)، منطقیترین راهکار ارائهشده همان «گزینه دوم» یعنی آزادسازی کامل قیمتها و تکیه بر سازوکار بازار است. به لحاظ تئوریک، قیمت حاملهای انرژی باید در سطحی واقعی تعیین شود تا ضمن ایجاد انگیزه برای بهینهسازی مصرف و کاهش اتلاف منابع، ظرفیت مالی لازم را برای صادرات و ارزآوری ملی فراهم کند. با این حال، با توجه به نظام ریشهدار یارانهها در ایران و حساسیتهای شدید اقتصادی و اجتماعی، حرکت ناگهانی به سمت قیمتگذاری آزاد ریسکهای سیستمی بالایی به همراه دارد. از این رو، یک رویکرد واقعبینانه و کارآمد مستلزم طراحی یک «مدل تلفیقی» است که ضمن صیانت از معیشت عمومی، سیگنالهای قیمتی لازم را برای کنترل تقاضای مازاد ارسال کند.
ریسکهای امنیتی و لجستیکی محدودیت فیزیکی (گزینه ۱)
در میان مسیرهای پیشنهادی، «گزینه اول» یعنی محدود کردن توزیع بنزین به سقف تولید روزانه ۱۲۱ میلیون لیتر و تعطیلی پمپبنزینها پس از اتمام سهمیه، به هیچ وجه توصیه نمیشود و سیاستی به شدت خطرناک است. جیرهبندی بر اساس عدم فراوانی فیزیکی، محرک فوری خرید انباشتی (Panic Buying) خواهد بود. این اقدام به شکلگیری صفهای کیلومتری در جایگاهها، قفل شدن ناوگان حملونقل شهری و رونق بیسابقه بازار سیاه دامن میزند. در شرایط کنونی، تصاویر صفهای طولانی و پمپهای بسته، پتانسیل بالایی برای ایجاد نارضایتیهای گسترده و جرقه زدن اعتراضات اجتماعی خواهد داشت.
مدل تلفیقی پیشنهادی: صیانت از بخش مولد و کنترل مصرف مازاد
برای جبران کسری ۱۴ میلیون لیتری روزانه بدون ایجاد شوک به جامعه، پیشنهاد میشود تلفیقی از رویکردهای دوم و سوم با محوریت سهمیهبندی پلکانی اجرایی شود:
۱. مصونسازی ناوگان حملونقل عمومی: این بخش باید با تخصیص قطعی ۳۰ میلیون لیتر در روز کاملاً از نوسانات بازار تفکیک شود. همچنین برای ترغیب شهروندان به استفاده از شبکه عمومی در پیک مصرف، پیشنهاد میشود بلیت مترو و اتوبوسرانی در کلانشهرها برای باقیمانده فصل تابستان کاملاً رایگان شود تا فشار از روی تقاضای بنزین برداشته شود.
۲. حمایت مشروط از رانندگان حرفهای و ناوگان تجاری: رانندگان تاکسی، خودروهای اینترنتی و کامیونداران باید سهمیه یارانهای خود را حفظ کنند تا از تورم انتظاری و افزایش قیمت کالاها جلوگیری شود. با این حال، باید یک سقف قیمتی بازدارنده و بالاتر برای مصارف مازاد بر سهمیه آنها وضع شود تا انگیزه فروش غیرقانونی سوخت و قاچاق داخلی کاملاً از بین برود.
۳. انتقال مبنای سهمیه از «خودرو» به «کد ملی»: باقیمانده حجم تولید (۹۱ میلیون لیتر) باید به صورت سرانه میان تمامی شهروندان توزیع شود تا بیعدالتی ساختاری فعلی که به نفع خانوارهای چندخودرویی است، اصلاح گردد. از آنجا که مدیریت بازار ثانویه برای فروش سهمیه افراد فاقد خودرو پیچیدگیهای فنی زیادی دارد، دولت موظف است سقف قیمتی مشخص و غیرقابل تغییری را برای معاملات این بازار تعیین کند تا جلو میدانداری دلالان و افزایش کاذب هزینههای زندگی گرفته شود.
راهکار فنی کوتاه مدت: تغییر استاندارد اکتان (مدل روسی)
در بخش عرضه و به عنوان یک مسکن کوتاهمدت، دولت میتواند تغییر موقت مشخصات فنی بنزین را در دستور کار قرار دهد. مشابه تجربهای که اخیراً در روسیه برای مقابله با بحرانهای مقطعی عرضه پالایشگاهی رخ داد، ایران نیز میتواند استانداردهای زیستمحیطی و سطح اکتان بنزین تولیدی را به طور موقت تعدیل کند. تولید بنزین با اکتان پایینتر و کیفیت معمولی، حجم کل لیتراژ خروجی پالایشگاهها را به سرعت افزایش میدهد. اگرچه این اقدام یک عقبنشینی موقت از استانداردهای بهینه است، اما صیانت از زنجیره تأمین در کوتاهمدت را تضمین کرده و فرصت لازم را برای پیادهسازی اصلاحات ساختاری قیمتی فراهم میسازد.
نتیجهگیری:
با اعمال یک نظام قیمتی چندلایه که در آن قیمتها تنها پس از اتمام الگوی مصرف بهینه به شدت افزایش مییابند، میتوان بدون تحمیل شوک درمانی به اقتصاد، تقاضا را مدیریت و بهینهسازی کرد.