به گزارش اکوایران- هرچند شرکتهای قدرتمندی مانند فدکس و یوپیاس در آمریکا فعال هستند و حملونقل هوایی نیز نقش مهمی در جابهجایی کالا دارد، اما بخش عمده تجارت جهانی همچنان به دریا وابسته است. اگر ظرفیت حملونقل دریایی از اقتصاد جهانی گرفته شود، زنجیره تأمین کالا با اختلالی جدی مواجه خواهد شد.
حتی توسعه شبکههای ریلی نیز نتوانسته جایگزین کشتیهای کانتینری اقیانوسپیما شود. کشتیهای بزرگ قادرند میلیونها تن کالا را در مسافتهای بسیار طولانی و میان چند قاره جابهجا کنند؛ آن هم با هزینهای بهمراتب کمتر از حملونقل هوایی. هواپیماهای باری، علاوه بر هزینه بالاتر سوخت و عملیات، در بسیاری از مسیرها به توقف، سوختگیری و جابهجایی مجدد بار نیاز دارند، در حالی که کشتیهای اقیانوسپیما میتوانند حجم عظیمی از کالا را در یک مسیر طولانی و با هزینهای نسبتاً پایین منتقل کنند.
جنگ و بازگشت اهمیت کریدورها
در چنین شرایطی، جنگ ایران و آمریکا بار دیگر اهمیت کریدورهای تجاری و امنیت مسیرهای دریایی را برجسته کرده است. ناامن شدن مسیرهای کشتیرانی میتواند آثار خود را از بازار انرژی تا هزینه حملونقل، بیمه، مواد غذایی و نهادههای تولید نشان دهد.
با افزایش نگرانیها درباره امنیت تردد کشتیها در تنگه هرمز، هزینههای حملونقل و بیمه نیز تحت تأثیر قرار گرفته است. پیامد این وضعیت تنها به بازار نفت محدود نمیشود و میتواند قیمت سوخت، کودهای شیمیایی و سایر کالاهای وابسته به زنجیرههای تأمین جهانی را نیز افزایش دهد.
از سوی دیگر، افزایش قیمت نفت فشار مضاعفی بر اقتصادهای واردکننده انرژی وارد میکند. در آمریکا نیز دولت تلاش کرده است با استفاده از ابزارهایی مانند ذخایر راهبردی انرژی و افزایش عرضه نفت، از شدت فشار بر بازار داخلی بکاهد. البته قیمت بنزین در ایالتهای مختلف آمریکا متفاوت است و وضعیت بازار انرژی این کشور را باید در چارچوب شرایط داخلی و تحولات بازار جهانی بررسی کرد.
اروپا؛ آسیبپذیرتر در برابر اختلال انرژی
در این میان، اروپا از جمله مناطقی است که در برابر اختلال در مسیرهای انرژی و تجارت دریایی آسیبپذیری بیشتری دارد. وابستگی بسیاری از کشورهای اروپایی به واردات نفت و گاز، بهویژه از کشورهای تولیدکننده خاورمیانه، باعث شده است هرگونه اختلال در مسیرهای انتقال انرژی، هزینههای قابلتوجهی برای این منطقه ایجاد کند.
جنگ روسیه و اوکراین نیز پیش از این نشان داده بود که تحولات ژئوپلیتیک چگونه میتواند ساختار انرژی اروپا را تحت فشار قرار دهد. اکنون هرگونه تشدید ناامنی در خلیج فارس و تنگه هرمز میتواند فشار مضاعفی بر بازار انرژی و حملونقل اروپا وارد کند.
در واقع، تجربه سالهای اخیر نشان میدهد که امنیت تجارت جهانی صرفاً به ظرفیت تولید کالا وابسته نیست؛ امنیت مسیرهای انتقال نیز به همان اندازه اهمیت دارد. تنگهها، کانالها و کریدورهای دریایی، اگرچه از نظر جغرافیایی نقاطی محدود هستند، اما اختلال در آنها میتواند پیامدهایی فراتر از مرزهای کشورهای پیرامون خود داشته باشد.
از این منظر، جنگ و ناامنی در مناطق حساس تجاری، بار دیگر این واقعیت را آشکار کرده است که اقتصاد جهانی، برخلاف تصور رایج، همچنان به زیرساختهایی وابسته است که قرنهاست ستون فقرات تجارت بینالمللی را تشکیل دادهاند؛ زیرساختهایی که در صورت از دست رفتن امنیت آنها، هزینه جنگ میتواند بسیار فراتر از میدان نبرد، به اقتصاد و زندگی روزمره مردم در نقاط مختلف جهان منتقل شود.