دادههای بازار کار ایران در دو دهه گذشته، روایتی متفاوت از آنچه در ظاهر شاخص بیکاری دیده میشود ارائه میدهد. اگرچه نرخ بیکاری در سالهای اخیر کاهش یافته، اما این کاهش لزوماً به معنای بهبود وضعیت اشتغال نیست؛ بلکه در بسیاری از مقاطع، نتیجه کوچکتر شدن جمعیت فعال و خروج افراد از بازار کار بوده است.
در نیمه نخست این دوره، از ۱۳۸۴ تا ۱۳۹۰، نرخ مشارکت با شیبی نزولی کاهش یافته و همزمان نرخ بیکاری افزایش پیدا کرده است. این روند همزمان با تشدید تحریمها در ابتدای دهه ۹۰، نشانهای از تضعیف سمت تقاضای نیروی کار است. بنگاهها در مواجهه با محدودیتهای مالی و تجاری، ظرفیت جذب نیروی کار را از دست دادند و بخشی از نیروی کار نیز به تدریج از بازار خارج شد.
با آغاز دهه ۹۰ و بهویژه در فاصله ۱۳۹۲ تا ۱۳۹۷، نشانههایی از بهبود نسبی در بازار کار دیده میشود. نرخ مشارکت افزایش پیدا میکند و به حوالی ۴۵ درصد میرسد. این رشد، تا حدی بازتاب افزایش امید به آینده اقتصاد پس از توافق برجام است. با این حال، بالا ماندن نرخ بیکاری در این سالها نشان میدهد که اقتصاد ایران توان ایجاد شغل متناسب با موج ورود نیروی کار جدید را نداشته است. به بیان دیگر، مشارکت بالا رفت اما اشتغال همپای آن رشد نکرد.

نقطه چرخش بعدی، خروج آمریکا از برجام در سال ۱۳۹۷ است؛ رویدادی که بار دیگر اقتصاد ایران را وارد فاز نااطمینانی کرد. در ادامه، با تغییر تعریف جمعیت فعال از سال ۱۳۹۸ (از ۱۰ سال به بالا به ۱۵ سال به بالا)، بخشی از تغییرات آماری نیز متأثر از این بازتعریف است. اما شوک اصلی در سال ۱۳۹۹ و با شیوع کرونا رخ داد؛ جایی که نرخ مشارکت به شکل محسوسی سقوط کرد. تعطیلی کسبوکارها، محدودیتهای تردد و نااطمینانی شدید، باعث شد بسیاری از افراد جستوجوی کار را کنار بگذارند. در نتیجه، با وجود کاهش نرخ بیکاری، این افت بیشتر ناشی از خروج افراد از بازار کار بود تا ایجاد فرصتهای شغلی جدید.
در سالهای پس از کرونا، یعنی از ۱۴۰۰ تا ۱۴۰۴، بازار کار وارد نوعی وضعیت ایستا شده است. نرخ مشارکت در سطحی پایین تثبیت شده و نرخ بیکاری روندی کاهشی را تجربه کرده است. این ترکیب نشاندهنده «بهبود بدون اشتغال» است؛ وضعیتی که در آن کاهش بیکاری نه از رونق اقتصادی، بلکه از کاهش عرضه نیروی کار ناشی میشود.
در بهار ۱۴۰۵ نیز، همزمان با تشدید تنشهای اجتماعی و وقوع درگیریهای نظامی، چشمانداز بازار کار همچنان با نااطمینانی همراه است. در چنین شرایطی، بنگاهها تمایل کمتری به استخدام دارند و خانوارها نیز در تصمیمگیری برای ورود به بازار کار محتاطتر عمل میکنند. در این فصل علاوه بر این که افراد زیادی به دلیل جنگ شغل خود را از دست دادند، زنان و مردان زیادی نیز دلیلی برای حضور در این بازار پیدا نکردند. اقتصاد ایران بازار کار خود را در این بهار به سمت اشتغال بدون رفاه سوق داد؛ اشتغالی که اگر فراهم باشد هم کفاف هزینههای گزاف زندگی در این روزها را نمیدهد.
مجموعا میتوان گفت چالش اصلی بازار کار ایران تنها بیکاری نیست، بلکه کاهش مشارکت و خروج تدریجی نیروی کار است. زنان و مردانی که این روزها از بازار کار خارج شدند به راحتی به بازار کار بازنمیگردند. درمان افول ۲۰ ساله بازار کار نیاز به بازتعریف دوباره ساختارهای اقتصادی دارد و بدون اصلاحات اساسی در عرصه داخلی و ایجاد امید در دیپلماسی خارجی نمیتوان رویای بازار کاری پویا و بهرهور را در سر پروراند.