به گزارش اکوایران، همزمانی درگذشت ژو رونگجی، نخستوزیر پیشین چین، با صدمین سالروز زاده شدن جیانگ زمین، رهبر پیشین جمهوری خلق چین، باعث شد تا مراسم دولتی مرتبط با این مناسبتها اهمیتی ویژه بیابد و به تریبونی در دست شی جینپینگ، رهبر جمهوری خلق چین، برای تأکید دوباره بر مشی اقتدارگرایانه او تبدیل شود. این دو مقام پیشین، نقش اساسی در اقتدارگرایی سیاسی و اصلاحات اقتصادی در برههای از تاریخ چین پس از مرگ مائو ایفا کردند.
فرصتی برای تأکید دوباره بر اقتدارگرایی
به گزارش بلومبرگ، شی جینپینگ روز دوشنبه در مراسمی که از تلویزیون در تالار بزرگ خلق در پکن پخش شد، در بازگویی دیدگاههای سیاسی جیانگ زمین گفت: «وقتی در حال توسعه اقتصاد هستیم، باید اطمینان حاصل کنیم که به رهبری حزب پایبند هستیم.» جیانگ زمین از سال ۱۹۹۳ تا ۲۰۰۲ رهبر چین بود و در سال ۲۰۲۲ درگذشت.
این اظهارات بازتاب مرثیه شی برای جیانگ در سال ۲۰۲۲ بود؛ زمانی که او رهبر پیشین را فردی معرفی کرد که با وجود فشارهای غرب و آشفتگی سیاسی، از حزب محافظت کرده و روند توسعه چین را تداوم بخشیده است. سخنرانی روز دوشنبه شی نیز بار دیگر کارنامه اصلاحات و گشایش اقتصادی جیانگ را جداییناپذیر از کنترل حزب کمونیست نشان داد.
شی گفت جیانگ در دوران آشفتگیهای چین و خارج از کشور از اواخر دهه ۱۹۸۰ تا اوایل دهه ۱۹۹۰، همچنان به توسعه اقتصادی متعهد باقی ماند. او جیانگ را «رهبری برجسته» و بنیانگذار اصلی نظریه «سه نماینده» توصیف کرد؛ نظریهای که با گسترش اقتصاد بازار چین، به کارآفرینان خصوصی اجازه داد به حزب کمونیست بپیوندند.
ستایش از سرکوب تیانآنمن
در همین رابطه به گزارش شبکه خبری سیانان، بر اساس تصاویر پخششده از تلویزیون دولتی، اهمیت این سخنرانی به اندازهای بود که هر هفت عضو کمیته دائمی دفتر سیاسی قدرتمند چین، همراه با رهبران بازنشسته حزب و دولت، در این مراسم حضور داشتند.
اعضای ارتش آزادیبخش خلق در ۱ ژوئیه ۲۰۲۶، همزمان با صد و پنجمین سالگرد تأسیس حزب کمونیست چین در سال ۱۹۲۱، در موزه حزب کمونیست در پکن، چین، در مقابل یک پرچم بزرگ حزب قدم میزنند/عکس از گتی ایمجز
صعود جیانگ به رأس قدرت در بحبوحه آشوب ناشی از اعتراضات دموکراسیخواهانه میدان تیانآنمن در سال ۱۹۸۹ آغاز شد؛ اعتراضاتی که نیروهای چینی با خشونت سرکوب کردند و این واقعه همچنان یکی از حساسترین تابوهای سیاسی در سرزمین اصلی چین محسوب میشود.
شی در این سخنرانی ۴۵ دقیقهای، از فهرست بلندبالایی از دستاوردهای جیانگ ستایش کرد که شامل اشارهای نادر به اعتراضات دموکراسیخواهانه تیانآنمن نیز میشد. او از تصمیم نهایی حزب کمونیست برای رد خواستههای معترضان و پاکسازی میدان با استفاده از نیروها و تانکها ستایش کرد.
شی گفت: «در فاصله میان بهار و تابستان سال ۱۹۸۹ چین یک آشوب سیاسی جدی را تجربه کرد. رفیق جیانگ زمین قاطعانه از تصمیمات درست کمیته مرکزی حمایت و آنها را اجرا کرد و ثبات را در شانگهای بهطور مؤثر حفظ کرد.»
میراث جیانگ زمین: سرکوب خونین و پیوستن به سازمان تجارت جهانی
اعتراضات میدان تیانانمن نخست در ماه آوریل آغاز شد؛ زمانی که هو یائوبانگ، رهبر پیشین حزب کمونیست چین، در ۷۳ سالگی درگذشت. هو که از سوی افکار عمومی بهعنوان حامی آزادسازی و اصلاحات دیده میشد، دو سال پیش از آن از مقام خود برکنار شده بود و مرگش در ۱۵ آوریل با سوگواری گسترده مواجه شد.
دانشجویان در میدان تیانآنمن در پکن، چین، در میان زبالهها و پسماندهای پراکنده در حال استراحت دیده میشوند. اعتصاب آنها در اعتراض به اصلاحات دولتی وارد سومین هفته خود شده بود. این عکس در ۲۸ مه ۱۹۸۹ گرفته شده است/عکس از آسوشیتدپرس
چند روز بعد، هزاران دانشجوی عزادار در پکن راهپیمایی کردند و خواستار حکومتی دموکراتیکتر به احترام هو شدند. معترضان در میدان تیانآنمن تجمع کردند و شمار آنها طی چند هفته افزایش یافت تا اینکه در چهارم ژوئن، نیروهای ارتش آزادیبخش خلق به سوی آنها تیراندازی کردند.
جیانگ اندکی پس از سرکوب اعتراضات، بهطور غیرمنتظرهای به دبیرکل حزب کمونیست تبدیل شد؛ یکی از دلایل این انتصاب آن بود که فردی که او جایگزینش شد، یعنی ژائو زییانگ، بیش از حد همدل با معترضان تلقی میشد. جیانگ تا سال ۱۹۹۳ به رهبر بلامنازع چین تبدیل شد.
نقش جیانگ در حمایت از تصمیم رهبران حزب برای سرکوب معترضان همچنین در یک مستند ۱۲ قسمتی که هفته گذشته از تلویزیون دولتی پخش شد و به مناسبت بزرگداشت زندگی او ساخته شده بود، مورد اشاره قرار گرفت؛ اما در این مستند هیچ تصویری از کشتارهایی که جهان را شوکه کرد، نمایش داده نشد. این تصاویر بهطور معمول از اینترنت بهشدت سانسورشده چین حذف میشوند و بحث درباره آنچه رخ داد، همچنان حتی امروز با خطرات جدی همراه است.
در دوران جیانگ، اقتصاد چین با شتاب رشد کرد و درهای خود را به روی جهان گشود؛ روندی که در سال ۲۰۰۱ با پیوستن این کشور به سازمان تجارت جهانی، با حمایت آمریکا، به اوج رسید. پس از آن دورهای از رشد شدید اقتصادی و بهبود روابط میان آمریکا و چین شکل گرفت. بااینحال، در سالهای اخیر روابط دوجانبه بهشدت تیره شده و تنشهای پیدرپی تجاری متقابل و رقابتهای ژئوپولیتیکی فزاینده بر آن سایه انداخته است.
مرگ ژو و جیانگ: پایان یک دوران در چین
نشریه فارن پالیسی هم در گزارشی بر روی مرگ ژو رونگجی، شریک جیانگ در حکومت، متمرکز میشود؛ او روز چهارشنبه ۱۲ آگوست در ۹۷ سالگی درگذشت. تحلیلگر نشریه این مسئله را بهعنوان پایان قطعی عصری تلقی میکند که اصلاحات شتابان، نماد اصلی آن بود و این دو مرد (جیانگ زمین و ژو رونگجی) نمایندهاش بودند.
جیانگ و ژو «شراکت طلایی» نسل سوم رهبری حزب کمونیست چین بودند که در دهه ۱۹۹۰ به قدرت رسید. این دو نفر مشترکاً بر یکی از گستردهترین دورههای اصلاحات در تاریخ معاصر چین نظارت کردند.
از چپ: جیانگ زمین، دبیرکل حزب کمونیست؛ لی پنگ، نخستوزیر؛ و ژو در سال ۱۹۹۷. ژو در مقام معاون نخستوزیر، مسئولیت ویژه امور تجارت و تولید صنعتی را بر عهده داشت/عکس از خبرگزاری رویترز
بااینحال، اصلاحات چین با این زوج آغاز نشد. دنگ شیائوپینگ در سال ۱۹۷۹ عصر اصلاحات را آغاز کرد و اصلاحات روستایی، مناطق ویژه اقتصادی، اصلاح قیمتها و ظهور اقتصاد خصوصی همگی پیش از فعالیتهای جیانگ و ژو آغاز شده بودند؛ اما پس از سفر دنگ به جنوب در سال ۱۹۹۲ و بهویژه در دوران جیانگ و ژو، اصلاحات بازارمحور از آزمایشهای محدود و جزئی به کل نظام اقتصادی گسترش یافت و چین را با سرعت از کشوری که هنوز عمیقاً تحت تأثیر اقتصاد برنامهریزیشده بود، به کشوری با ویژگیهای اساسی یک اقتصاد بازار تبدیل کرد.
در واقع، آگهی رسمی درگذشت ژو، میراثهای نهادی آن دوره را بهطور مؤثر فهرست میکند: مهار تورم، پیشبرد اصلاحات مالی و مالیاتی، بازسازی نظام نظارت مالی، تجدید ساختار بنگاههای دولتی، اصلاح نهادهای دولتی و نظام مسکن، گشودن بیشتر اقتصاد، مقابله با بحران مالی آسیا و پیوستن به سازمان تجارت جهانی (WTO) در سال 2001. امروزه ممکن است این موارد صرفاً مجموعهای از سیاستهای خشک و فنی به نظر برسند؛ اما در بستر دهه ۱۹۹۰، آنها به معنای بازسازی عظیم نظم اقتصادی چین بودند.
چه چیزی دوران جیانگ و ژو را تا این حد مؤثر کرد؟ در وهله نخست، وضوح فوقالعاده اصلاحات بازارمحور. در آن زمان، نیاز چندانی به توضیح درباره جهتگیری اصلاحات وجود نداشت. معنای آن کاهش برنامهریزی و افزایش نقش بازار، کاهش تخصیص اداری و اتکای بیشتر به قیمتها و رقابت بود.
اصلاحطلبان همچنین با سرعت حرکت میکردند و حاضر بودند به دشوارترین مشکلات بپردازند. قیمتها، بنگاهها، مسکن، اشتغال، امور مالی، مالیات و تجارت خارجی همگی حوزههایی دشوار بودند، اما اصلاحات در همه آنها بهطور همزمان پیش رفت.
بخشی از این روند، ناشی از آمادگی برای پذیرش درد و رنج اجتماعی فوقالعاده بود. روشنترین نمونه، تجدید ساختار بنگاههای دولتی و موج اخراجهایی بود که با آن همراه شد. دهها میلیون کارگر بنگاههای دولتی یا اخراج شدند یا به بخش خصوصی منتقل شدند و اغلب مزایای خود را از دست دادند؛ در همین حال تعداد زیادی از بنگاههای زیانده تعطیل، ادغام یا بازسازی شدند. منطق اساسی آن دوره این بود که ایجاد یک نظام جدید مبتنی بر بازار، هزینههای اجتماعی کوتاهمدت و حتی بسیار شدید را توجیه میکند.
اصلاحات اقتصادی با سرعت زیادی پیش رفت، درحالیکه اصلاحات سیاسی نتوانست همپای آن حرکت کند. بازارها گسترش یافتند، جامعه متنوعتر شد و افراد آزادی اقتصادی بیشتری به دست آوردند، اما ساختار قدرت سیاسی بهطور متناسب تغییر نکرد. بنابراین دوران جیانگ و ژو ترکیبی متمایز ایجاد کرد: اقتصادی که هرچه بیشتر بازارمحور میشد، در کنار نظام سیاسیای که همچنان بهشدت متمرکز باقی مانده بود.
آن دوره دستاوردهای عظیمی به همراه داشت، اما هزینههای عظیمی نیز ایجاد کرد. این دوره عصر طلایی نبود. بااینحال، نوستالژی گاهی کمتر به این بستگی دارد که یک دوره چقدر خوب بوده است و بیشتر به این بستگی دارد که پس از آن چه اتفاقی افتاده است.
قدری پیرامون پیشینه ژو رونگجی
به نوشته نشریه نیویورکتایمز، ژو در ۲۳ اکتبر ۱۹۲۸ در چانگشا، مرکز استان هونان در جنوب چین، به دنیا آمد. او در کودکی یتیم شد و دو تن از برادران بزرگتر پدرش، ژو کوانجون و ژو شوفانگ، او را بزرگ کردند. او در مدرسه بسیار موفق بود و در سال ۱۹۴۷ در آزمون دشوار ورودی دانشگاه نخبگان تسینگهوا پذیرفته شد و در آنجا مهندسی برق خواند. او در سال ۱۹۴۹، همان سالی که حزب کمونیست در جنگ داخلی چین پیروز شد، به این حزب پیوست.
نخستوزیر چین، ژو رونگجی (چپ) و رئیسجمهور چین، جیانگ زمین (راست)، در ۱۴ نوامبر ۲۰۰۲ در پکن به یک قطعنامه رأی میدهند/عکس از خبرگزاری فرانسه
ژو که در دهه ۱۹۵۰ یکی از ستارههای جوان حزب کمونیست بود، در جریان یکی از کارزارهای «پاکسازی ایدئولوژیک» مائو تسهتونگ از حزب اخراج شد. این اتفاق در در آوریل ۱۹۵۸ افتاد و ژو چندین رتبه در کمیسیون تنزل یافت. بااینحال، اجازه یافت در همان نهاد باقی بماند و به همکارانش ریاضیات، فیزیک و شیمی تدریس کند. او ۲۰ سال را در گمنامی گذراند که پنج سال آن به کارگری در مزرعه سپری شد.
پس از مرگ مائو در سال ۱۹۷۶، ژو از نظر سیاسی اعاده حیثیت شد و به سرعت به سطوح بالای حکومت رسید. این دنگ، رهبر ارشد چین از اواخر دهه ۱۹۷۰ تا زمان مرگش در سال ۱۹۹۷، بود که در سال ۱۹۹۱ ژو را از مقام شهرداری شانگهای بیرون کشید و به پکن آورد تا بر نوسازی اقتصادی کشور نظارت کند.
اقتصاد چین در دهه ۱۹۸۰ بهسرعت رشد کرده بود، زیرا مقامها برنامهریزی متمرکز را بهشدت کاهش داده و از هرجومرج سالهای پایانی حکومت مائو کاسته بودند؛ اما اصلاحات بازار پس از سرکوب خونین نظامی اعتراضات میدان تیانآنمن در سال ۱۹۸۹ با مشکل مواجه شد.
ژو از سال ۱۹۹۱، در مقام معاون نخستوزیر، بار دیگر چین را به سوی پذیرش نیروهای بازار سوق داد. او هفت سال بعد به نخستوزیری رسید و بر خصوصیسازی هزاران بنگاه دولتی نظارت کرد و سپس چین را در سال ۲۰۰۱ به سازمان تجارت جهانی وارد کرد.
«معامله بزرگ» ژو با دولتهای محلی چین
ژو در مقام معاون نخستوزیر و سپس نخستوزیر، بر بسیاری از سیاستهای داخلی با هدف کارآمدتر و رقابتپذیرتر کردن چین نیز نظارت داشت. دو سیاست مهمتر عبارت بودند از خصوصیسازی هزاران بنگاه دولتی ناکارآمد و اجرای یک اصلاحات گسترده مالیاتی.
مردانی که در سال ۱۹۹۸ در هنگکنگ، ژو رونگجی را از تلویزیون تماشا میکنند/عکس از خبرگزاری فرانسه
در جریان خصوصیسازی، دهها میلیون کارگر شغلهای خود را از دست دادند و بسیاری مجبور شدند در دهه ۴۰ زندگی خود بازنشسته شوند. ژو با اجرای اصلاحاتی در بازار مسکن، تلاش کرد از شدت این ضربه بکاهد. تعداد بسیار زیادی از آپارتمانهای دولتی با هزینهای اسمی به کارکنان فعلی و بازنشسته منتقل شد. بانکهای دولتی نیز وامهای مسکن با نرخ بهره پایین برای خرید خانههای جدید ارائه کردند.
در چارچوب اصلاحات مالیاتی ژو در سال ۱۹۹۴، دولت مرکزی سهم بسیار بزرگتری از مالیاتهای جمعآوریشده توسط دولتهای محلی را در اختیار گرفت. این منابع مالی، طرحهای پرهزینهای مانند یارانههای گسترده صنعتی و افزایش قابلتوجه توان نظامی را تأمین مالی کردند.
پکن به دولتهای محلی اجازه داد در ازای انتقال سهم بیشتری از درآمدهای مالیاتی خود به دولت ملی، پول بیشتری از بانکها و بازارهای مالی استقراض کنند. پکن همچنین محدودیتهایی را که پیشتر نحوه هزینهکرد دولتهای محلی را محدود میکرد، کاهش داد. افزون بر آن، دولت مرکزی اختیار بیشتری به دولتهای محلی داد تا اجارههای بلندمدت زمینهای دولتی را به توسعهدهندگان واگذار کنند.
دولتهای محلی نیز بهشدت استقراض کردند و با فروش حق اجاره زمین، برای احداث جادهها، خطوط راهآهن و بنادر جدید پول جمع کردند.
«معامله بزرگ» ژو با دولتهای محلی راه را برای آن باز کرد که شهرکها، شهرها و استانها بهشدت بدهکار شوند و وابستگی زیادی به درآمدهای روزافزون حاصل از فروش حق اجاره زمین پیدا کنند. هنگامی که بازار املاک چین در سال ۲۰۲۱ وارد رکودی عمیق شد، بسیاری از توسعهدهندگان در بازپرداخت وامهای خود ناتوان شدند و دیگر زمین نمیخریدند. در نتیجه، بسیاری از دولتهای محلی پول کافی برای پرداخت بدهیهای خود نداشتند.
«تزار اقتصادی» چین
به نوشته شبکه خبری سیانان، ژو که بهعنوان «تزار اقتصادی» چین شناخته میشد، کشور را به سمت پذیرش آزادسازی بازار و جهانیشدن هدایت کرد و گذار آن را از اقتصادی عقبمانده و مبتنی بر برنامهریزی متمرکز به اقتصادی بازتر و دوستدار بازار مدیریت کرد.
شی جین پینگ در پایان بیستمین کنگره حزب کمونیست چین، در یک منطقه تجاری در هانگژو، استان ژجیانگ در شرق چین، در روز یکشنبه، ۲۳ اکتبر ۲۰۲۲، بر روی یک صفحه نمایش بزرگ دیده میشود/عکس از آسوشیتدپرس
از برخی جهات، مرگ او پایان دورهای خوشبینانهتر از نظر اقتصادی برای بسیاری از چینیهایی محسوب میشود که شاهد دگرگونی گسترده کشورشان در سالهای اصلاحات بودند. آن اصلاحات به کاهش چشمگیر فقر، گسترش انفجاری طبقه متوسط و هجوم شرکتهای خارجی برای دسترسی به بازار پرسود چین منجر شد.
اکنون دومین اقتصاد بزرگ جهان پس از دههها رشد بیسابقه که رهبرانی مانند ژو آن را هدایت کردند، در حال از دست دادن شتاب خود است؛ رهبرانی که با شجاعت چشمانداز «اصلاحات و گشایش» دنگ شیائوپینگ، رهبر ارشد چین، را اجرا کردند.
آگهی رسمی درگذشت ژو از سوی حزب کمونیست حاکم، از نقش او در دورهای «حیاتی» ستایش کرد که کشور در حال «گذار از اقتصاد برنامهریزیشده به اقتصاد بازار سوسیالیستی» بود. این آگهی همچنین به «علاقه عمیق» ژو به مردم اشاره کرد.
این تکنوکرات خستگیناپذیر مجموعهای از اصلاحات دردناک اما ضروری را برای آزادسازی اقتصاد به اجرا گذاشت؛ از بازنگری گسترده در نظام مالی و مالیاتی کشور گرفته تا تغییرات اساسی در بخش دولتی متورم.
تلاش او برای کوچکسازی و کارآمد کردن بنگاههای دولتی ناکارآمد به اخراج حدود ۴۰ میلیون کارگر منجر شد. تلاش او برای وارد کردن چین به سازمان تجارت جهانی نیز با مخالفت مقامهایی روبهرو شد که او را به دادن امتیازات بیش از حد متهم میکردند؛ برخی حتی او را به «فروختن کشور» متهم کردند.
در نهایت، ژو منتقدان خود را نادرست از آب درآورد. تحلیلگران میگویند عضویت در سازمان تجارت جهانی نقطه عطفی در ادغام چین با اقتصاد جهانی بود و کشور را به روی تجارت و سرمایهگذاری جهانی بیشتری گشود؛ اقدامی که در سالهای بعد رشد اقتصادی بیسابقهای را به همراه آورد.
هنری کیسینجر، وزیر خارجه پیشین آمریکا که درگذشته است، در مقدمه مجموعهای از نوشتهها و سخنرانیهای ژو، این نخستوزیر پیشین را «ذهنی نافذ» توصیف کرد که «با یکی از مهمترین برنامههای اصلاحی در تاریخ معاصر دستوپنجه نرم کرد.»