فروپاشی کمونیسم در شوروی و اروپای شرقی حدود چهار دهه پیش، نقطه عطفی در تاریخ اقتصاد جهان بود. نظام کمونیستی بر این فرض بنا شده بود که دولت بهتر از هر کس دیگری می‌تواند منابع کمیاب را تخصیص دهد.

برنامه‌ریزان مرکزی تصمیم می‌گرفتند چه چیزی، چقدر و توسط چه کسانی تولید و مصرف شود. اما در عمل، این نظام شکست خورد و بیشتر کشورها به اقتصاد بازار روی آوردند.

در اقتصاد بازار، تصمیم‌گیری متمرکز جای خود را به میلیون‌ها تصمیم پراکنده می‌دهد؛ بنگاه‌ها تولید و استخدام را مدیریت می‌کنند و خانوارها درباره کار و مصرف تصمیم می‌گیرند.

آدام اسمیت این هماهنگی خودجوش را با استعاره «دست نامرئی» توضیح داد؛ قیمت‌ها به عنوان ابزار این دست، ترجیحات مصرف‌کننده و هزینه‌های تولید را بازتاب می‌دهند و خریداران و فروشندگان را به تعادلی هدایت می‌کنند که رفاه کل جامعه را بیشینه می‌کند. اما دخالت‌های دولتی مانند مالیات‌ها و کنترل قیمت‌ها، این مکانیسم را مختل می‌کنند. تجربه تاریخی نشان می‌دهد اقتصاد بازار تنها راه دستیابی به رفاه و توسعه پایدار است.