در اقتصاد، همه بحرانها یک نقطه مشترک دارند. بازار کار نخستین جایی است که ضربه میخورد و آخرین بخشی است که به وضعیت عادی برمیگردد. دادههای جدید مرکز پژوهشهای اتاق ایران هم نشان میدهد شوکهای سال ۱۴۰۴ تنها به رشد اقتصادی و تورم محدود نماندند، بلکه مستقیما بر اشتغال، درآمد خانوارها و انگیزه فعالیت اقتصادی اثر گذاشتند. نتیجه این روند، بازاری است که نهتنها کوچکتر شده، بلکه کیفیت اشتغال در آن نیز به شکل محسوسی افت کرده است.
پنج مسیری که بحران را به بازار کار رساند
گزارش مرکز پژوهشهای اتاق ایران نشان میدهد مجموعهای از بحرانهای اقتصادی، امنیتی و اجتماعی در سال گذشته از چند مسیر مختلف بر بازار کار اثر گذاشته و علاوه بر کاهش تعداد شاغلان، کیفیت اشتغال و انگیزه ورود به بازار کار را نیز تضعیف کرده است.
بر اساس این گزارش، سه رخداد مهم سال ۱۴۰۴ شامل جنگ ۱۲ روزه، اعتراضات دیماه و جنگ ۴۰ روزه از پنج کانال اصلی بر بازار کار اثر گذاشتهاند. نخستین کانال، اختلال گسترده اینترنت بوده است. این اختلال فعالیت کسبوکارهای اینترنتی، خدمات آنلاین، پرداختهای الکترونیکی، دورکاری و بخشی از فعالیت واحدهای خدماتی را محدود کرده و درآمد بسیاری از مشاغل را کاهش داده است.
دومین کانال، افزایش نااطمینانی اقتصادی و کاهش جستوجوی کار است. گزارش نشان میدهد در شرایط نااطمینانی، بخشی از افراد از ورود به بازار کار یا ادامه جستوجوی شغل منصرف شدهاند. در نتیجه کاهش نرخ بیکاری به تنهایی نمیتواند نشانه بهبود بازار کار باشد، زیرا بخشی از جمعیت از بازار کار خارج شده و دیگر در آمار بیکاران قرار نمیگیرند.
سومین کانال، افزایش اشتغال ناقص است. بسیاری از بنگاهها به جای تعدیل کامل نیرو، ساعات کاری یا میزان دستمزد کارکنان را کاهش دادهاند. این وضعیت باعث افزایش سهم مشاغل موقت، روزمزدی و پروژهای شده و کیفیت اشتغال را کاهش داده است.
چهارمین کانال، افزایش تورم و کاهش قدرت خرید خانوارها است. رشد نرخ ارز، افزایش هزینه تولید و رشد قیمت کالاها باعث شده هزینه زندگی سریعتر از درآمد خانوارها افزایش پیدا کند. این موضوع فشار معیشتی را افزایش داده و توان مصرفی خانوارها را کاهش داده است.
پنجمین کانال، کاهش سرمایهگذاری و افت ایجاد فرصتهای شغلی جدید است. گزارش اتاق ایران نشان میدهد افزایش نااطمینانی باعث انتقال بخشی از سرمایهها به بازارهای غیرمولد مانند ارز، طلا و مسکن شده و انگیزه سرمایهگذاری در تولید و استخدام نیروی کار را کاهش داده است.
اقتصادی که پیش از جنگ هم آماده بحران نبود
بازار کار در خلأ عمل نمیکند. شاخصهای اقتصاد کلان نشان میدهند اقتصاد ایران پیش از شوکهای سال ۱۴۰۴ نیز با مشکلات ساختاری روبهرو بود. رشد اقتصادی در سالهای اخیر نوسان زیادی داشته و بخش غیرنفتی اقتصاد نتوانسته موتور پایداری برای اشتغال باشد. همزمان، تورم در ماههای اخیر رکوردهای تازهای ثبت کرده و درآمد سرانه واقعی خانوارها روندی نزولی داشته است. تا پایان سال ۱۴۰۳ نیز حدود ۴۴ درصد جمعیت زیر خط فقر مطلق قرار داشتند. بنابراین بازار کار در شرایطی وارد شوکهای سال گذشته شد که از قبل نیز توان بالایی برای جذب بحران نداشت.
آمارها از چه میگویند؟
آمارهای بازار کار نیز این روند را تأیید میکنند. تعداد شاغلان کشور از حدود ۲۵ میلیون و ۱۲۲ هزار نفر در بهار ۱۴۰۴ تا پایان زمستان حدود ۷۷۰ هزار نفر کاهش یافته است. همزمان، بیش از یک میلیون و ۳۵۰ هزار نفر از جمعیت فعال از بازار کار خارج شدهاند. این افراد دیگر شغلی نداشته و در جستوجوی کار نیز نبودهاند؛ بنابراین در نرخ رسمی بیکاری نیز منعکس نمیشوند.
دادههای سازمان تأمین اجتماعی نیز کاهش اشتغال رسمی را نشان میدهد. پس از افزایش تعداد بیمهشدگان در سالهای ۱۴۰۲ و ۱۴۰۳، طی ۱۰ ماه نخست سال ۱۴۰۴ بیش از ۶۱۱ هزار نفر از تعداد بیمهشدگان کاسته شده است. کاهش تعداد بیمهشدگان علاوه بر بازار کار، منابع مالی سازمان تأمین اجتماعی را نیز تحت تأثیر قرار میدهد.
از سوی دیگر، بیش از یک میلیون و ۳۵۰ هزار نفر در فاصله بهار تا زمستان ۱۴۰۴ بهطور کامل از بازار کار خارج شدند. این یعنی بخش مهمی از جمعیت حتی دیگر در جستوجوی شغل هم نبودهاند که باعث میشود نرخ بیکاری شدت واقعی بحران را نشان ندهد.
بررسی ساختار اشتغال نشان میدهد کارگاههای کوچک بیشترین آسیب را تجربه کردهاند. تعداد واحدهای دارای ۶ تا ۱۰ نفر کارکن کاهش یافته و سهم مشاغل انفرادی افزایش پیدا کرده است. این تغییر نشاندهنده افزایش فعالیتهای خرد، غیررسمی و کمثبات در بازار کار است.
بحران فقط شغلها را از بین نمیبرد
پیام اصلی این گزارش تنها کاهش تعداد شاغلان نیست. مسئله مهمتر، کاهش کیفیت اشتغال، افت سرمایهگذاری، خروج نیروی کار از بازار و تضعیف اعتماد به آینده اقتصاد است. وقتی افراد انگیزهای برای جستوجوی کار ندارند و بنگاهها نیز انگیزهای برای توسعه فعالیت خود نمیبینند، بازگشت بازار کار به شرایط عادی بهمراتب دشوارتر از پایان یافتن خود بحران خواهد بود.
اقتصاد ایران پیش از شوکهای سال ۱۴۰۴ نیز با تورم بالا، رشد اقتصادی ضعیف، کاهش سرمایهگذاری و افزایش فقر روبهرو بود. مجموعه این عوامل باعث شد جنگها و ناآرامیهای سال گذشته، آثار عمیقتری بر اشتغال بر جای بگذارند. تجربه سال ۱۴۰۴ نشان میدهد بحرانها تنها فرصتهای شغلی را از بین نمیبرند، بلکه امید به فعالیت اقتصادی و مشارکت در بازار کار را نیز تضعیف میکنند؛ سرمایهای که بازسازی آن، بسیار زمانبرتر از بازسازی زیرساختهای فیزیکی خواهد بود.