فساد چگونه به اقتصاد آسیب میرساند؟
مکانیسم آسیب رساندن فساد اقتصادی به اقتصاد یک کشور و رفاه مردم آن چیست؟
نویسنده و مترجم
مکانیسم آسیب رساندن فساد اقتصادی به اقتصاد یک کشور و رفاه مردم آن چیست؟
پول خوب عبارت از پولی است که اختلاف میان قیمت نامی (عددی که روی آن حک شده است) و قیمت فلز آن در بازار صفر یا ناچیز باشد؛ و در مقابل پول بد پولی است که در آن این اختلاف بالا باشد. قانون گرشام میگوید اگر هر دو نوع از این پولها در بازار رواج داشته باشند، پس از مدتی تنها پول بد کارکرد پول بودن خود را نگاه خواهد داشت.
در جلسۀ مناظرۀ روز سهشنبه یکم مهرماه ۱۴۰۴ میان آقایان غنینژاد و جبرائیلی در کانال یوتیوبی «حکمران»، آقای جبرائیلی بحث خود را با یک استدلال «مارکسیستی» آغاز کرد: «اینکه مباحث هایک و میزس نسبتی با واقعیت موجود در جهان ندارند و زمینۀ واقعی مطرح شدن آنها توجیه منافع قشر خاصی در ایالات متحد از اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم به اینطرف بود.
در سالهای دهۀ نود خورشیدی که واگذاری بعضی صنایع بزرگ همچون هپکوی اراک و کشتوصنعت هفتتپه از حجم فعالیت این کسبوکارها تا میزان قابلتوجهی کاسته بود و به تنشهای سیاسی دامن زد موجی از تحلیلها و بیانیهها از سوی جریانهای گوناگون، از اهالی سکولار علوم اجتماعی گرفته تا مکتبیهای موسوم به عدالتخواه، علیه هیولای «نئولیبرالیسم»، حلقۀ مخوف «نیاوران» و تفکر خطرناک «بنیادگرایی بازار آزاد» سرازیر شدند.
مناسبات اقتصادی یک جامعه قابلتفکیک از مناسبات حقوقی آن نیست. شما نمیتوانید جامعهای داشته باشید که در آن آزادی دادوستد و خلاقیت در کار و تولید وجود دارد، اقتصادش پویاست و مردمانش مرفه هستند، بدون آنکه حقوق مالکیت در آن محترم باشد. بازار بدون حقوق مالکیت معنا ندارد.
والت ویتمن روستو اقتصاددان نامآور آمریکایی در قرن بیستم و البته منفور سوسیالیستها بود. هنگامیکه جان اف. کندی رئیسجمهور ایالات متحد تصمیم به تشویق و کمک به اجرای برنامههای اصلاحی در کشورهای متحد با آمریکا در سرتاسر جهان را گرفت - از جمله در ایران که به نخستوزیری علی امینی و آغاز اصلاحات ارضی انجامید - روستو یکی از نخستین کارشناسانی بود که توجه کندی را به خود جلب کرد و سمتی را هم در دولت او به دست آورد. او سپس در دولت جانسون به سمت مهم مشاور امنیت ملی رسید. عنوان کتاب بسیار مشهور او بهاندازۀ کافی گویای تصویری است که از او بهعنوان یکی از نظریهپردازان بلوک غرب در دوران جنگ سرد در ذهنها نقش بسته بود: «مراحل رشد اقتصادی: مانیفستی غیر کمونیستی.»
دستاوردهای اقتصادی چین در دهههای اخیر، عدهای را به برگرفتن «الگوی چینی» در دیگر کشورها اغوا کرده است. گویا چین به فرمولی دست یافته است که با آن میتوان آزادیهای فردی مندرج در لیبرالیسم را نداشت، ولی میوههای آن آزادی را به دست آورد. باید گفت که حتی این هم آرزوی تازهای نیست. یک زمانی در توجیه کیفیت پایینتر زندگی شهروندان اتحاد شوروی در مقایسه با شهروندان غربی چنین استدلال میشد که چون کمونیستهای حاکم بر مسکو میراثدار عقبماندگی دورۀ تزاری هستند نباید انتظار داشت که این شکاف بهسرعت پر گردد، ولی در آیندۀ نهچندان دور این شکاف پر خواهد شد و سرانجام اقتصاد اتحاد شوروی از ایالات متحد پیشی خواهد گرفت. البته شکاف مذکور پس از هفتاد سال پر نشد و به جایش طومار شوروی درهمپیچیده شد.
پاول کروگمن، اقتصاددان مشهور و برندۀ جایزۀ نوبل اقتصاد، در کتاب درسی که برای آموزش مباحث پایهای اقتصاد به دانشجویان نوشته است، چند مصداق را برای شکست بازار ذکر کرده و آنها را دستهبندی میکند. ما در اینجا و در رابطه با نقد سیاست صنعتی به یکی از مصادیق مورد نظر او اشاره میکنیم: معضل سواریِ مجانی.
اجرای سیاست صنعتی مستلزم برقراری تعدادی پیششرط نهادی است که مهمترین آن اقتدارگرایی سیاسی و تمرکز امور در دست یک دولت است؛ چراکه پیشفرض آن این است که عرضه و تقاضا در بازار بهتنهایی کافی نیست.